تلف نشود و در سرمايه قصورى راه نيابد . و حاصل هر خوفى نيست ، مگر افتادن به خوف ديگر . مثل طلبى كه از كسى دارد تا وصول نشده است خوف دارد كه آن كس شايد بميرد و مالش بسوزد ، و بعد از وصول خوف آن دارد كه مبادا به چنگ سارقى افتد ، يا آفتى به او رسد . غرض : مال دار ، مانند مار دار ، هرگز از خوف و ترس فارغ نيست و از تشويش آن خالى نيست .
و حزن قد كدّر عليه عيشه بلا فائدة .
پنجم - از آفات حرص ، حزن است كه صاحب حرص ، اكثر اوقات محزون و مكدّر است و از كدورت خالى نيست .
و حساب لا مخلص له معه من عذاب .
ششم - آن كه هرگز از حساب مال ، يا حساب ماه و سال ، فارغ نيست و چنان كه ديگران در حساب عمر هستند و مشغول طاعت ، او در حساب مال است و گرفتار زحمت ، كه چند شده و به كجا رسيده ، يا حساب ماه كه كى منقضى شود كه تا تنخواه و طلبها وصول شود . و نتيجهء اين حساب ، نيست مگر عذاب و زحمت آخرت ، چنان كه حاصل اوّل ، نيست مگر رحمت و مغفرت .
و عقاب لا مفرّ له منه و لا حيلة .
يكى ديگر از مفاسد حرص ، عذاب الهى است و گريزى نيست حريص را از آن ، چرا كه حرص ، كم مىشود كه نكشاند صاحب خود را به ارتكاب محرّمات ، و ارتكاب محرّمات ، مستلزم عذاب است و عقاب .
و المتوكَّل على الله يمسي و يصبح في كنفه ، و هو منه في عافية ، و قد عجّل الله له كفايته ، و هي له من الدّرجات ما الله به عليم .
و هر كه از اهل توكَّل است و كار خود را به حضرت خداوند گذاشته است ، صبح و شام بر او مىگذرد در حالتى كه در حفظ و حمايت الهى است و در ظلّ
مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة ( فارسي ) — صفحة 212
مساهمون: المنسوب للإمام الصادق ( ع )
ص٢١٢