ديگر نمىشدند ، و شغل ايشان نبود مگر اصلاح فرضين . يا مشغول بودند به تعقيب و اوراد نمازى كه گزارده بودند ، يا مشغول اصلاح فرض ديگر بودند ، مثل تجديد وضو و تطهير بدن و لباس و نوافل و غير اينها .
و ترى اهل الزّمان يشتغلون بالفضائل دون الفرائض ، كيف يكون جسد بلا روح .
و مىبينى اهل اين زمان را كه مىكوشند در تحصيل علوم رسمى ، و از علومى كه كار آخرت مىآيد و مشتمل است بر فرايض و سنن ، دست برداشتهاند ، با وجود آن كه علوم دينيّه از بابت روح است و علوم ديگر از بابت جسد ، و جسد بى روح معلوم است كه اعتبار ندارد ، و فايدهاى بر او مترتّب نمىشود جز تضييع عمر .
قال علىّ بن الحسين عليه السّلام : عجبت لطالب فضيلة تارك فريضة ، و ليس ذلك الَّا لحرمان معرفة الامر و تعظيمه ، و ترك رؤية مننه بما أهلهم لامره و اختاره لهم .
حضرت سجّاد ، زين العابدين عليه السّلام مىفرمايد كه : عجب دارم من از كسى كه طالب فضيلت باشد و طلب فضيلت كند و اهمّ فضايل را كه فرايض و سنن باشد ، ترك كند و در پى تحصيل او نباشد . و به حكم : « من المهد إلى اللَّحد » ، جميع عمر و اوقات خود را ، صرف او نكند . و اختيار مرجوح بر راجح و ايثار مفضول بر فاضل ، نيست سبب و علَّتش مگر محرومى از شناخت امر الهى ، و راه نبردن به حقّ .
و راه حق را سهل گرفتن و از منطوق و مفهوم كريمهء : « وَما قَدَرُوا الله حَقَّ قَدْرِه » ، غافل بودن . و معظم نعمتهاى الهى را كه حواسّ ظاهره و باطنه و عقل باشد ، به كارى كه از براى او مخلوق هستند ، و انداشتن و كار نفرمودن و از حدود شرع تجاوز نمودن و از منعم حقيقى غافل بودن .
مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة ( فارسي ) — صفحة 188
مساهمون: المنسوب للإمام الصادق ( ع )
ص١٨٨