فقط قسمتى از ارتش ماد كه جزو توطئهكنندگان نبودند به سختى با پارسها جنگيدند ، و ديگران آشكارا به آنها پيوستند . در اينجا كورش پيروز شد و دولت هخامنشى جاى مادها را گرفت .
پيدايش دامداران كوچنشين و گسترده شدن عشاير كوچنشين در مناطق كوهستانى ايران
از هزاره يكم ق . م . در كوهستانهاى ايران و شمال آسياى باخترى ، عشايرى پديد آمدند كه به قول نويسندگان قديمى آنها را « كوچنشينان » مىناميدند ، اينها در برابر روستانشينان به خانهبدوشان شهرت يافتند و اغلب به راهزنى مىپرداختند . غالبا كوچنشينان داراى نيروى چشمگيرى بودند ، و در حالى كه به كوهها پناه مىبردند فرمانبردارى از دولتهاى بزرگ را نمىپذيرفتند . راست است كه همهء اين عشاير كوچنشين راهزن نبودند ؛ در بسيارى از مناطقى كه اين كوچنشينان اكثريت داشتند ، روستاهاى ثابتى كشف شده است ( اين روستاها در منطقه لرستان تا پيش از حكومت ساسانيان وجود داشتهاند ) . اما در نيمه دوم هزاره يكم ق . م ، عشاير دامدار در مناطق گوناگون فلات ارمنستان ، در كوههاى شمال ايران و در زاگرس و غيره مىزيستند ، اين نشانه آنست كه در آغاز حكومت هخامنشيان اين عشاير به مقياس گستردهاى وجود داشتهاند . اما گسترش آنها در محلهاى نامبرده ممكنست در ربع دوم هزاره يكم ق . م . انجام پذيرفته باشد .
عشاير غربى هنگام گسترش در ايران داراى روابط اقتصادى گوناگون بودند ، اما بعدها عشايرى كه به اقتصاد دامدارى - كشاورزى گرايش يافتند از آنها جدا شدند ، اينها در حال گذار از زندگى كوچنشينى به اقتصاد كشاورزى بودند . هردوت نقل مىكند كه از ده قبيلهء پارسى 6 تا به كشاورزى مىپرداختند و 4 تاى ديگر به كوچنشينى ادامه مىدادند . ماديها هم كاملا داراى زندگى كشاورزى بودند . گروههاى روستانشين ايرانى زبان در همان مراحل نخستين تشكيل دولت ماد و هخامنشى ، بر پايهء اقتصاد كشاورزى عشاير پارسى ، مىزيستند .
عشاير كوچنشين ايرانى در ايران و آسياى باخترى فقط در ناحيههاى كوهستانى بهسر مىبردند ، در اين مناطق شرايط طبيعى براى زندگى دامدارى كوچنشينى و نيمه كوچ نشينى مساعد بود ، و روند اقتصادى اين كوچنشينان از هزارههاى چهارم / سوم ق . م . آغاز شده بود . اما عشاير ايرانى اين دامدارى كوچنشينى را با شرايط تازه و با آزمودگى بيشترى انجام مىدادند . اسبسوارى و پرورش اسب يكى از پديدههاى نوين اقتصاد دامدارى