برگههائى بهدست آمده كه در قلمرو دولت ماد ثروتهاى كلانى وجود داشته و همهء اينها دستآورد بردگان ، دهقانان وابسته و حتى افراد آزادى بودهاند كه مالك اموال خودشان بهشمار نمىآمدند . اين گونه تضاد ميان اشراف و افراد « آزاد » جامعه به ميزان چشمگيرى ژرفتر شده است . افراد اين قشر اجتماعى اخير معمولا شاه را هنگام پيكار با اريستو كراتهاى قبيلهاى پشتيبانى مىكردند ، اما قدرت شاه غالبا خودكامانه انجام مىشد .
به نظر مىرسد چنين سرشتى از خيلى پيش در نهاد شاهان ماد جاى داشته است .
پايگاه ايدئولوژيك قدرت شاه به منظور پيكار با اشراف و مالكان بزرگ محلى ، ماگها ( مغها ) ، پيشوايان پيروان مكتب دواليسم مزدائى بودند ( كيش مزدائى در باختر ايران و ماد از سده هشتم ق . م . رواج يافت ) . مخالفان تمركز حكومت و ستيزهگران محلى ضد شاه ماد ، بنا به فتواى اين روحانيون ، جزو پيروان عامل شر و ضد راستى ( آرتا ) بهشمار مىآمدند . سامان دادگرانه را شاه روى زمين و قوانين نيكخواهانهاش در جهان پايدار مىكردند . اين پندار كه از نوشتههاى هردوت استخراج شده مربوط به زمانى كه اتحاد دولت ماد به وسيله دئيوك انجام مىپذيرفت ، بود ، اما ظاهرا بعدها دربارهء اين پندار تبليغات گستردهاى در سرتاسر ايران انجام گرفت . خود ماگها ( روحانيون ) هم همراه رهبران قبايل مطيع ، امراى ارتش و بلندپايگان دربار نقش چشمگيرى را در زندگى سياسى دربار شاه ايفا مىكردند .
پيش از سدهء ششم ق . م . تضادهاى داخلى دولت ماد در پشت موقعيتهاى سياسى خارجى آن دولت پنهان شدند . اما دوران شكوفائى تاريخ دولت ماد كه با پيكار به خاطر استقلال ، درهم شكستن و از بين بردن دولت آشور وابسته بود ، پس از پايان حكومت كياكسار ، از ميان رفت . پسرش آستياژ در مدت 35 سال پادشاهى به كمترين عمليات جنگى در باختر اقدام نكرد . او به اصطلاح به تمشيت كارهاى داخلى دولت ماد پرداخت ( و احتمالا بنا به گفتهء هردوت بسيارى از ضوابط ادارهء داخلى را او وضع كرد ) . آستياژ كوشش مىكرد تا از قدرت نامحدود اشراف بهكاهد و با آنها به گونهء خودكامانهاى رفتار مىكرد . در عين حال قدرت روحانيون ( ماگها ) رو بفزونى نهاد . در جامعه اختلاف سطح طبقاتى فراوانى پديد آمد .
در اين شرايط قسمتى از اشراف ماد زير رهبرى يكى از خويشاوندان شاه و فرمانده ارتش به نام گارپاگا ، تماسهاى پنهانىاى با شاه پارس يعنى كورش دوم گرفتند ، كورش عليه پادشاه ماد بهپا خاست . سه سال پس از اين قيام ، به سال 550 ق . م . هنگاميكه استياژ به پارس لشكر مىكشيد « ارتش زير فرمانش عليه او شوريد ، او را دستگير و به كورش تسليم كردند » - اين مطلب را يك تاريخنگار بابلى نوشته است . اما بنا بگفتهء هردوت
تاريخ ايران از زمان باستان تا امروز ( فارسي ) — صفحة 72
مساهمون: ا . آ . گرانتوسكى
ص٧٢