ترقىخواهان » ، « جمعيت ايرانى همبستگى كشورهاى آسيا و افريقا » ، همه خواهان بازگشت ايران به سياست بيطرفى بودند . انتقاد نسبت به شركت ايران در بلوك تجاوزكار سنتو شدت گرفت . در پايان ماه مه 1961 روزنامه « دنيا » نوشت : « شركت ايران در پيمان سنتو نشانه خودكشى سياست اين كشور است » . اين روزنامه تأكيد مىكرد كه ايران بايد از اين بلوك نظامى كنار رود و اظهار عقيده مىكرد كه اتخاذ سياست بيطرفى « تنها راه نجات اين كشور خواهد بود » .
از خواسته بازگشت ايران به موضع بيطرفى ، چشمپوشى از قراردادهاى نظامى ، و بر طبق نمونه افغانستان حفظ روابط حسن همجوارى با اتحاد شوروى ، افكار عمومى مردم و گروههاى گستردهء ايران پشتيبانى مىكردند . فشار دولت امينى عليه طرفداران بازگشت به بيطرفى ( تعطيل بسيارى از روزنامهها و غيره ) نتوانست اين جنبش را متوقف كند ، چون انجام اين خواسته منافع ملى ايران را از بنياد تأمين مىكرد .
فعاليت جبههء ملى كه از اتحاد گروهبنديهاى گوناگون بورژوازى ملى تشكيل شده بود ، شدت يافت . پس از كودتاى زاهدى ، جبههء ملى از امكان هرگونه فعاليت « قانونى » اى محروم شد ، اما در نيمه 1960 ، زمان انتخابات دوره 20 ، هنگام نخستوزيرى اقبال فعاليتش را از نو آغاز كرده فعاليت جبههء ملى بيشتر وابسته به افزايش ناخشنودى بورژوازى ملى ، روشنفكران ، خرده بورژواهاى شهرى از خط مشى ارتجاعى دولت ايران در زمينه سياست خارجى و داخلى بود . رهبران جبهه ملى اللهيار صالح ، باقر كاظمى ، دكتر سنجابى ، كشاورز صدر ، رهبر جمعيت « نهضت آزادى » ، مهندس مهدى بازرگان كه با مصدق روابط نزديكى داشت و ديگران براى استقلال سياست خارجى بر مبناى حفظ منافع ملى كشور ، براى تجديدنظر در قرارداد نفت ايران و كنسرسيوم ، براى خروج ايران از پيمان سنتو و پيمان نظامى دوجانبه ايران و امريكا ، به پيكار ، برخاستند . رهبران جبهه ملى در زمينهء سياست داخلى خواستار « تجديد آزاديهاى فردى و اجتماعى » مردم ايران ، دفاع از قانون اساسى و انجام بيدرنگ انتخابات همگانى و آزاد مجلس بودند .
خواستههاى جبهه ملى مورد پشتيبانى قشرهاى گسترده مردم قرار گرفت : بورژوازى ملى ، بازرگانان ، پيشهوران ، روشنفكران ، دانشجويان و مستخدمان دولت همه با آنها همآهنگ بودند . محبوبيت جبهه ملى تا اندازه زيادى مديون اعتبار و شهرت دكتر مصدق نزد تودهها بود ، مردم او را كه پس از 3 سال بهسر بردن در زندان هماكنون در ملك شخصىاش نزديك تهران ، زير نظر پليس مىزيست ، رهبر جبهه مىشناختند . از آنجا كه دولت امينى از تشكيل مجلس خوددارى مىكرد ، جبههء ملى دولت او را غيرقانونى اعلام داشت و خواهان كنار رفتن او بود .
تاريخ ايران از زمان باستان تا امروز ( فارسي ) — صفحة 579
مساهمون: ا . آ . گرانتوسكى
ص٥٧٩