تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران از زمان باستان تا امروز ( فارسي ) — صفحة 568

مساهمون:

ص٥٦٨
مانند عراق ، كويت ، جزاير بحرين ، شيخ‌نشين‌هاى خليج فارس و پاكستان مهاجرت كردند . اما كارگرانى هم كه كار داشتند در وضع بسيار توان‌فرسائى به‌سر مىبردند . با بودن ارتش عظيم بيكاران و در شرايط ركود و ورشكستگى چند رشته از صنايع ملى ، كارگران بسيارى از تأسيسات ، مثلا كوره‌پزخانه‌هاى تهران با انجام 10 - 12 ساعت كار روزانه فقط كارمزد ناچيزى مىگرفتند . مثلا كارمزد متوسط تمام كارگران كوره‌پزخانه‌ها ( شماره آنها در سال 1960 / 61 در تمام ايران 4925 نفر بود ) ، به‌موجب مدارك رسمى ايران ماهيانه فقط 1689 ريال بود ، اما كارمزد متوسط كارگران كارخانه‌هاى چتائىبافى ، ريسندگى ، پارچه‌بافى ، نخ‌ريسى ( شمارهء آنها در سال 1960 / 61 تقريبا 40 هزار تن بود ) ماهيانه از 1850 تا 2016 ريال بود ، در همان هنگام يك كيلو نان در تهران 10 ريال ارزش داشت . پرداخت كارمزد كارگران اغلب به تأخير مىافتاد ، قانون بيمه‌هاى اجتماعى و كار فقط روى كاغذ بود و عملى نمىشد . روزنامهء « كيهان » در 16 مارس 1961 نوشت : « از كارمزد كارگران هر ماه مبلغ قابل‌ملاحظه‌اى به‌عنوان حق بيمه‌هاى اجتماعى كسر مىشود ، اما سازمان بيمه‌هاى اجتماعى هيچگونه كمكى به كارگران نمىكند » . در كارگاهها ، كارخانه‌ها و معدنها اغلب سوانحى روى مىداد كه در پى آنها بسيارى از كارگران جان خود را از دست مىدادند . شرايط مسكن كارگران بىنهايت توان‌فرسا بود ، قسمت عمده كارمزد كارگران به مصرف اجارهء اطاق يا منزل مىرسيد . جوانان ايرانى در شرايط بسيار ناهنجارى به‌سر مىبردند . در تأسيسات صنعتى ، كودكان ، نوجوانان و جوانان كارگر به نسبت بزرگسالان كارمزد كمترى دريافت مىكردند . اكثريت خاموش جوانان ايرانى از تحصيل محروم بودند . زير فشار خارجيان ، بيشتر ايرانيان درس‌خوانده و باسواد نمىتوانستند براى خود كار پيدا كنند . اما تحصيل‌كرده - هائيكه موفق مىشدند كار پيدا كنند حقوقشان بارها كمتر از حقوق مستشاران و كارشناسان امريكائى كه همان كار را انجام مىدادند ، بود . اين فرجام رقت‌انگيز اقتصاد كشور ، و وضع توده‌هاى مردم ايران در نتيجهء سياستى بود كه پس از كودتاى 1953 دولت ايران اختيار كرده بود . توده‌هاى مردم نتوانستند با وضع موجود سازش كنند و براى به دست آوردن حقوق خود ، عليه انقياد كشور به دست امپرياليست‌هاى امريكائى و عليه بقاياى فئودالها به‌منظور به دست آوردن استقلال و آزادى ملى به پيكار برخاستند . اين پيكار هرسال وضع حادترى را به خود مىگرفت و به سال 1961 به منتها حد خود رسيد . روزنامه آتش چاپ تهران در 18 مارس 1961 نوشت : « موج ناخشنودى گسترده تمام قشرهاى مردم كشور يعنى دهقانان ، كارگران ، مستخدمان ، سربازان ، روشنفكران را فراگرفته است » . عناصريكه در نخستين صفوف جنبش