به بست نشستند . بنا به نوشتهء روزنامه اطلاعات در روزهاى 23 و 24 ماه مه بيش از 400 كارگر ريسندگى كارخانه « فارس » در شيراز در جلو استاندارى گرد آمدند و خواهان كارمزد عقبافتاده و انجام قانون كار و كمك مالى بودند . كارگران اعتصابى افزايش كارمزد ، كاهش ساعات كار روزانه و بهبودى شرايط كار را مىخواستند . در ژوئن ، اوت و سپتامبر 1961 ، در منجيل ، لنگرود ، مناطق نفتى مسجد سليمان و جاهاى ديگر اعتصابهائى رويداد .
در كنار كارگران ، مستخدمان و معلمان هم به پيكار پرداختند . در 2 ماه مه 1961 اعتصاب عمومى معلمان آغاز شد ، بيشتر از آنها حقوق ناچيزى به اندازه 3000 - 5000 ريال در ماه مىگرفتند . در بسيارى از شهرها و مناطق ايران از سوى معلمان مىتينگها و تظاهراتى انجام يافت اينان خواهان افزايش حقوق بودند . دولت مىخواست با زور و سركوبى بيرحمانهء اعتصاب را درهم شكند . در دوم ماه مه پليس بهروى تظاهرات معلمان كه جلو مجلس در تهران گرد آمده بودند ، آتش گشود . بسيارى از تظاهركنندگان زخمى و يك تن معلم كشته شد . اين سركوبى قهر همگانى را برانگيخت . دانشجويان به اعتصاب معلمان پيوستند . در چهارم ماه مه ، تظاهرات تودهاى تازهاى با شركت سى هزار تن جلو مجلس تشكيل شد ، شركتكنندگان خواستار استعفاى دولت و كيفر متهم به قتل معلم ، ضمن تظاهرات ، شدند . دولت شريف امامى زير فشار افكار عمومى و عناصر دموكرات ناچار شد در 6 ماه مه استعفا دهد . اعتصاب معلمان در 13 ماه مه فقط پس از آنكه به آنها وعدهء اضافهحقوق دادند ، به پايان رسيد .
در 30 ماه مه مستخدمان اداره تلگراف مركزى اعتصاب كردند ، اينان هم خواهان افزايش حقوقشان بودند . ديرى نپائيد مستخدمان پست ، تلگراف و تلفون در شهرها و مناطق ديگر كشور به آنها پيوستند . دولت تازهء على امينى اين اعتصاب را با نيروى مسلح سركوب كرد ، چند تن از اعتصابكنندگان در اثر اصابت گلوله تفنگ زخمى شدند ، ارتش ، اداره مركزى تلگراف را اشغال كرد ، دهها تن از مستخدمان تلگراف بازداشت گرديدند . اما اين اقدامها نتوانستند پيكار مستخدمان براى بهبودى وضعشان را فرونشاند . در 29 ژوئن نمايندگان اتحاديه مستخدمان دولت نخستوزير را ملاقات و خواستار افزايش حقوق شدند .
طغيان دهقانان
بيداد مالكان ، گرسنگى و تنگى شرايط زندگى ، دهقانان را به صحنه پيكار با مالكان و دولت هل داد . تقريبا پس از كودتاى 1953 هرسال جنبشهاى پراكندهاى در مناطق