در منطقه خرمآباد ، اعزام گرديدند . فشار و سركوبى شركتكنندگان در جنبشهاى دموكراتيك در تهران و مناطق ديگر شدت يافت .
نمايندگان رسمى ايالات متحده امريكا در ايران آشكارا قوام را برمىانگيختند تا قرارداد 4 آوريل 1946 ايران و شوروى را لغو كند . سفير امريكا در ايران به نام د . الن در 11 سپتامبر 1947 آشكارا به گروههاى دستراستى ايران اطمينان داد كه در اين مورد امريكا جدا از آنها پشتيبانى خواهد كرد .
براى ارضاى كمپانىهاى نفتى انگليس و امريكا قوام ضمن گزارش 22 اكتبر 1947 به مجلس ، با قرارداد 4 آوريل 1946 شوروى - ايران كه خودش آن را امضاء كرده بود مخالفت كرد و در همانروز مجلس اين قرارداد را بىاعتبار اعلام داشت و رد كرد .
امپرياليستهاى امريكائى براى انقياد كامل اقتصادى و سياسى ايران فراوان مىكوشيدند و مىخواستند اين كشور را به تحت الحمايهء امريكا تبديل كنند . چند تن از بلند - پايگان دولتى امريكا كه در ايران بهسر مىبردند حتى پنهان نگاهداشتن هدفهاى دولت ايالت متحده امريكا را از افكار عمومى لازم نمىدانستند . مثلا مستشار مالى و اقتصادى امريكا در ايران يعنى ا . ميلسپو در كتابى كه به سال 1946 به نام « امريكائيها و ايرانيان » منتشر كرد نوشت كه ايران فقط از لحاظ رسمى و حقوقى ، كشورى مستقل و داراى حاكميت شناخته مىشود ، چون استقلال و حاكميت اين كشور عملا تحقق نمىيابد ، و اينكه « ايران در هيچ زمانى نتوانسته است داراى استقلال و حاكميت مطلق باشد » . او تائيد كرد كه ايران را نبايد به حال خود گذاشت و ضرورت دارد نظارت خارجى بر روى اين كشور تا 25 سال ادامه يابد ، اين نظارت خارجى بايد به نام « كمك به ايران » عنوان شود . طبق طرح او تمام ارگانهاى اجرائى ايران بايستى در دست دولت امريكا متمركز مىشد و تنها بايستى زير رهبرى آندولت قرار مىگرفت . ميلسپو مىخواست سرمايههاى امريكائى وارد ايران شوند و آشكارا نوشت كه شركتهاى « بينالمللى » امريكا بايستى امتيازهاى نفت ، فرودگاه ، قراردادهاى آبيارى و اداره راهآهن ايران را به دست گيرند .
به عقيده ميلسپو ايران بايستى بر پايهء اقتصاد روستائى زندگى مىكرد ، او نوشت :
« استقلال اقتصادى براى ايران سياستى نامعقول است و اين پندار ناسيوناليستى ايران را بايد از ميان برد » ، بنابراين كارخانههاى دولتى بايستى به فروش مىرسيد و استخراج معادن هم بايستى به شركتهاى خصوصى واگذار مىگرديد . ميلسپو اعلام داشت كه « ناسيوناليسم ايران » كه به نام آن براى احراز استقلال ملى تبليغ مىشود « بيمار و نشانه سلامت و رشد اين ملت نيست » . بنا به گفته او « اين پديده يكى از عوامل فاسد و ارتجاعى است و ابدا عامل پيشرفت و آزادى بشمار نمىآيد » .
تاريخ ايران از زمان باستان تا امروز ( فارسي ) — صفحة 509
مساهمون: ا . آ . گرانتوسكى
ص٥٠٩