ذكاء الملك را به عنوان وزير كابينهاش برگزيد « 1 » .
رضا خان همين كه به مقام نخستوزيرى رسيد ، احمد شاه را ناچار كرد ، دوباره به خارجه برود . برادر احمد شاه به عنوان نايب السلطنه در تهران ماند ، رضا خان اين يكى را هم مجبور كرد در امور دولت دخالت نكند . عملا در اين هنگام قاجارها هيچگونه قدرتى در اختيار نداشتند ؛ تمام قدرت حكومت در دست رضا خان بود .
نخستوزير مىكوشيد كه دودمان قاجار را از سلطنت بر كنار كند ، بنابراين در پايان سال 1923 ، پيكارى را به منظور سرنگونى قاجارها ، انحلال نظام سلطنتى و برقرارى رژيم جمهورى آغاز كرد . در آغاز رضا خان پشتيبان برقرارى رژيم جمهورى در ايران بود ، و مىخواست خودش را طبق نمونه كمال اتاتورك رئيسجمهور ايران جا بزند . تبليغات جمهورى ، بهويژه پس از آنكه معلوم شد احمد شاه با شيخ خزعل تماس گرفته است ، شدت يافت ، گويا شيخ نامبرده رهبرى اتحاديهء عشاير جنوب را با شركت عشاير عرب و بختيارى به عهده داشت . اين اتحاديه در آوريل 1922 با تحريك انگليسها در خوزستان به منظور فشار بر حكومت مركزى تهران ، تشكيل گرديد . اتحاديهء نامبرده براى تشكيل يك دولت « عربستان مستقل » در ايران تبليغ مىكرد و انگليسها پشتيبان آن بودند تا شايد از اين راه مناطق نفتخيز جنوب باخترى ايران را كاملا در اختيار بگيرند .
ضمن انجام تبليغات جمهورى برخوردهاى خصمانهاى ميان رضا خان از يكسو ، و روحانيان و اريستوكراتهاى فئودال از سوى ديگر رويداد . رهبر گروههاى مخالف ، روحانى متنفذ مدرس بود . در اين هنگام تبليغات جمهورى به وسيله فعاليتهاى سياسى تودههاى وسيع مردم اوج گرفت كه اين موضوع را قبلا رضا خان به حساب نمىآورد .
رضا خان از ترس اوجگيرى جنبش انقلابى دموكراتيك مردم و برخورد جدى اين جنبش با روحانيان و هواخواهان سلطنت ، خود را به گروه اخير نزديك كرد .
در نيمهء مارس ميان رضا خان و نمايندگان اريستوكراسى فئودال موافقت شد كه رژيم سلطنتى در ايران باقى بماند نمايندگان اريستوكراسى فئودال رضا خان را ديدن كردند و آمادگى خود را براى پشتيبانى از او اعلام داشتند . پس از آن رضا خان به قم ( يكى از مراكز مهم روحانى ايران ) رفت . در آنجا هم با روحانيان بلندپايه به توافق رسيد .
پس از بازگشت از قم رضا خان طى اعلاميهاى خطاب به مردم ايران اعلام داشت كه او ( رضا خان ) پيوسته براى رونق دين اسلام و حفظ موقعيت روحانيان كوشش كرده و مىكند .
و به مردم پيشنهاد كرد « انديشه رژيم جمهورى را از خود دور كنند و در عوض تمام تلاش -
هامش
( 1 ) . ضمن ترميم كابينهاش در آوريل 1924 ، سليمان ميرزا و مصدق را از كابينه كنار گذاشت .