تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران از زمان باستان تا امروز ( فارسي ) — صفحة 338

مساهمون:

ص٣٣٨
كه به دعاوى اتباع ايران رسيدگى مىكردند ، ايجاد عوارض سنگين گمركى و مالياتى ، تاراجگرى و راهزنى در راهها و شورش خانهاى فئودال ، كه از روند عادى پيشرفت بازرگانى جلوگيرى مىكردند ، امتيازات بازرگانان خارجى و غيره بودند . اما چند تن از سوداگران و بازرگانان داخلى با پرداخت رشوه و پيشكشى معمولا ثروتمند شدند ، اينها روابط نيكوئى با دستگاه حاكم داشتند و مىتوانستند بدون اشكال به كار و كسب عادى و پرسود خود سرگرم شوند ، اين گونه اشخاص هم به تغيير اوضاع در كشور كمتر گرايش داشتند . رواج كالاهاى خارجى در ايران كوبنده‌ترين ضربت را به صنايع كشور وارد آورد : صنعتگران ضمن اينكه از تعدى فئودالها رنج مىبردند در اثر رقابت كالاهاى خارجى از پاى درآمدند . بنابراين ناخشنودى نه‌تنها در ميان صنعتگران ، بلكه در ميان صاحبان و استادكاران كارگاههاى بزرگ هم بالا گرفت . روحانيان دون‌پايه بنا به موقعيت اجتماعى - اقتصادىاى كه داشتند ، شرايط زندگىشان بيشتر به بازرگانان ميانه و كوچك و صنعتگران نزديك‌تر بود تا روحانيان بلندپايه . اينان همه‌روزه با توده‌هاى مردم آميزش داشتند و تقريبا تنها قشر باسواد در ميان توده‌ها به‌شمار مىآمدند ، چند تن از اين روحانيان از ستم فئودالى و محروميت مردم آگاهى داشتند . بنابراين بيشتر نمايندگان روحانيان دون‌پايه منعكس‌كنندهء روحيهء تودهء مردم بودند و به حكم ضرورت در رأس جنبش‌هاى مردمى قرار مىگرفتند . از همه گذشته نفوذ سرمايه‌هاى خارجى اين پىآمد را داشت كه وضع طبقه استثمار شونده ، يعنى دهقانان در ايران بارها بدتر شد . افزايش روابط كالائى - پولى كار را به آنجا كشاند كه سهم بهرهء مالكانه مالكان و وظايف تحميلى به دهقانان به عناوين گوناگون بارها افزايش يافت . در اثر افزايش ماليات‌هاى نقدى ، دهقانان گاهگاهى ناگزير مىشدند قسمتى از محصولات خود مثلا پنبه و تنباكو را هنگام كشت تقريبا مفت بگونهء سلف به دلالان بفروشند . رباخوارى سخت رايج شد و بيگمان دهقانانى كه ناگزير ، گير ربا - خواران بىانصاف مىافتادند ، هيچگاه قدرت رهائى از قيد آنها را نداشتند ، همراه با گسترش مالكيت خصوصى و زمين‌هاى زير كشت مسئله بيگارى كشيدن از دهقانان سخت رايج شد . رقابت كالاهاى اروپائى به‌ويژه مصنوعات انگليسى با صنايع خانگى كه جدا به معاش دهقانان كمك مىكرد ، سخت زيان وارد آورد . در بسيارى از استانها گرسنگى و قحطى پديد آمد . طاعون ، و با و بيماريهاى واگيردار ديگر به‌گونه پيوسته مردم را درو مىكردند . مثلا در سالهاى 1830 ، 1831 و 1835 اپيدمى و با سخت در آذربايجان شيوع يافت . اين بيماريها گاهگاهى بيش از نيمى از ساكنان يك منطقه را نابود مىكردند . دهقانان به منظور رهائى از اين اوضاع نابسامان ناچار روستاهايشان را رها و