افرادى كه اين گونه بهم پيوستند ناگزير براى رفاه زندگى گروهى نيازمند به ساختن و بهرهبردارى از ابزار مشترك بودند ، طبعا همهء افراد اين گروه از توليد اشتراكى بهره مىبردند . اين گونه گروهها ظاهرا در رشتهكوههاى زاگرس ايران - عراق پديد آمده بودند .
چون اقامتگاههاى آنها در اين محل كشف شده است .
در ميان آثارى كه از دوران موستر در ايران كشف گرديده مهمترين آنها كه به سال 1949 پژوهش شده ، غارى در كوه بيستون است ، در اين كوه كتيبهء معروف داريوش اول حك شده . اين كوه آهكى در كنار راه قديمىاى قرار گرفته كه بين النهرين را به ايران وصل مىكند ، اين غار در بين راه كرمانشاه و همدان در كناره درهاى نزديك چشمهاى قرار دارد .
3 / 2 از بقاياى استخوانهاى حيوانات فراوانى كه در غار شكارچيان مانده است مربوط به گوزنها و 3 / 1 مربوط به اسبهاى وحشى بودند . اين موضوع نهتنها موجود بودن فراوان اين گونه حيوانات را در اين منطقه مىرساند ، بلكه ثابت مىكند كه آن زمان در اين جايگاه هم جنگلى انبوه ( وجود گوزن ) و هم دشتى وسيع ( وجود اسبهاى وحشى ) در نزديكى اين غار وجود داشته و شكارچيان به گونهء ثابت در اين مكان اقامت گزيده بودند .
ابزار انسانهاى دوران موستر سخت به اقتصاد شكار وابسته بوده است . در بيستون ، كونجى و غارهاى ديگر ابزار نوكتيزى يافت شده ( اينها بهجاى نيزه بهكار مىرفته است ) ضمنا ابزارهائى شبيه گيره ( جهت عمل آوردن پوست براى لباس ) ، تيغههاى سنگى نازك مانند چاقو در اين غارها ديده شدهاند .
فرهنگ مردم زمان موستر در زمينههاى گوناگون زيست همان فرهنگ انسان نئاندرتال ( انسانهاى اوليه ) بود . بقاياى جسدهاى ناچيزى از اين نوع انسان در بيستون كشف شده است . در آثار شانيدار برگههاى بيشترى دربارهء انسانهاى نئاندرتال زاگرس شمالى بدست آمده است .
در مرز دورهء پالئوليت ميانه و جديد نوعى از انسانهاى قديمى
Homo sapiens
در اين سرزمين مىزيستهاند . از همين زمانها آهنگ پيشرفت اقتصادى انسان آغاز شده است . در اين دوران ، ابزار نوين براى زندگى ، اسلحهء كاملتر و حتى روشهاى موثرتر براى شكار و ماهيگيرى بهكار مىرفته است .
ايران در دوران پالئوليت جديد با كشورهاى همسايهاش حتى با سرزمينهاى خاورى و جنوبى مديترانه داراى فرهنگى مشترك و نزديك بهم بوده است . در اين كشورها انسانهاى ساكن ، علاوه از راه شكار حيوانات وحشى ، از نوعى نرمتنان خوشخوراك و لذيذ تغذيه مىكردند ، و حتى پيدا شدن پارهاى از بقاياى مواد گياهى خوراكى در پايان اين دوره حائز اهميت است . تمام اينها نشانهء بحران اقتصاد شكار در اين مناطق در