تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران از زمان باستان تا امروز ( فارسي ) — صفحة 243

مساهمون:

ص٢٤٣
رومى ( 1207 - 1273 ) بود . در اشعار رومى عرفان افراطى و وحدت وجود با تبليغ آزادمنشانهء انساندوستى ، آزادانديشى و اعتراض عليه ستم انسان بر انسان ، درهم آميخته‌اند . پندار صوفيگرى در اشعار بسيارى از شعراى اين زمان بيان شده است . گاهگاهى صوفيگرى به منزله پوششى براى آزادانديشى مذهبى يا فلسفى به كار رفته است ، چون فلسفهء وحدت وجود ممكن است بگونه‌اى پندار الحاد را به‌پوشاند . در رابطه با بيان مختصر ايدئولوژى صوفيگرى ، در اين دوره هم مانند پيش صوفيگرى با فلسفهء عرفانى كشدارش هم « مؤمنان » ، هم « ملحدان » ، هم سنيان و هم شيعيان را با داشتن ايدئولوژيهاى گوناگون به سوى خود مىكشاند . به‌طوركلى عناصر ايدئولوژى صوفيگرى كه فراگرفتن آن براى صوفيان ضرورت داشت ، استقبال از بينوائى و تنگدستى و اميد به نعمات تخيلى از راه رياضت زندگى ، زير نظر مربى يا شيخ درويشان ( مرشد ) بود ، چون گويا فقط مرشد مىتوانست با خدا ارتباط داشته باشد . در ميان خطمشىهاى گوناگون فرقه‌هاى صوفيه مىتوان به‌طوركلى دو جهت را مشخص كرد - يكى جهت « اعتدال » ( قائل شدن به توحيد ) و ديگرى جهت « افراط » ( قائل بودن به وحدت وجود ) . از آنجا كه صوفيگرى داراى ايدئولوژى واحدى نبود ، نمىتوان درباره پايگاه اجتماعى اين فرقه اظهارنظر كرد محيطهاى اجتماعىايكه پيروان روندهاى گوناگون صوفيگرى از آنجاها برمىخاستند ، متفاوت بودند ، بنابراين فرقه‌هاى گوناگون دراويش در زمانهاى مختلف ، مىتوانستند گرايش‌هاى قشرهاى گوناگونى را منعكس كنند . گاهگاهى ، اعتراض شديد توده‌هاى مردم عليه ستم فئودالى ، زير پوشش نوعى از ايدئولوژى صوفى - گرى خودنمائى مىكرد ، در اين هنگام درويش‌ها نقش فعالى در جنبش مردمى ايفا مىكردند . اما درعين‌حال ، بگونه‌اى محسوس گرايش صوفيگرى در جهت منافع طبقهء فئودال به چشم مىخورد ، در اين هنگام ايدئولوگ‌هاى تز بينوائى يك‌باره تغيير ماهيت مىدادند و تبليغ مىكردند كه مثلا صوفى هم مىتواند ثروتمند باشد . فقط از نظر روحى نبايستى به ثروت علاقه داشته باشد ، و خود را صاحب مال به‌پندارد ، درويش ثروتمند چيزى جز امانت - دار اموالش نيست و بايد آنها را در راه خدا صرف كند . پنداشته مىشد كه چنين درويش ثروتمندى فقط بايد مقدار ناچيزى از ثروتش را براى مصرف زندگى خودش خرج كند و باقى را براى منظورهاى مذهبى و نيكوكارى به مصرف رساند ؛ اما هيچكس كار او را بازرسى نمىكرد و اصلا قوانين اخلاقى و سنت‌هاى صوفيگرى بگونه‌اى بود كه براى مرشدها هيچگونه محدوديتى قائل نمىشد . بسيارى از درويشان در ميان فئودالها حاميانى داشتند ،