اشتراكى خانوادهء آرشاكها تلقى مىشد و فقط وابستگان به اين دودمان مىتوانستند از اين قدرت بهره ببرند .
اسناد مدون نشان مىدهند كه در زمان شاهان پارت دو شورا وجود داشت . يكى از اين شوراها شامل وابستگان شاه بود ، اين شورا بهويژه نفوذ بسيارى در مسائل وراثت تاج و تخت داشت ، اين ارگان كه از زمان اتحاديهء پارنها به يادگار مانده بود ، در شرايط تازه ، وسيلهاى براى نفوذ اشراف در كارهاى دولتى بود . دومين شورا ، شوراى كاهنان - مغها بود كه ظاهرا نفوذ چندانى در دستگاه دولت نداشت . در كنار خويشاوندان آرشاكها ، 6 قبيله ديگر نقش مهمى را در دستگاه حكومت پارت ايفا مىكردند . ظاهرا در اين مورد گفته مىشود كه نفوذ سنتهاى حكومت هخامنشى دخالت داشت چون در آنجا هم 7 قبيله متنفذ در رهبرى حكومت نقش مؤثرى را داشتند . شيوههاى ادارى دولت پارت به اندازه كافى پيچيده بودند : قسمتى از سرزمينهاى قلمرو دولت ، به ساتراپهائى تقسيم مىشد و ساتراپدارهائى كه از سوى شاه برگزيده مىشدند آنها را اداره مىكردند ، قسمت ديگر شامل تحت الحمايههاى شاه بودند . ساتراپهاى دورهء پارتها از زمان هخامنشيان كمتر بودند ، و در مواردى چند ساتراپ زير نظر يك ساتراپدار اداره مىشدند . كوچكترين واحد ادارى « استاتم » ( به زبان يونانى ) يا « ديز » ( به زبان پارتى ) بود ، اين واحد از اتحاد چند روستا تشكيل مىشد . استاتم را يك مقام دولتى كوچك اداره مىكرد .
در سيستم ادارى دولت ، شهرها جاى مهمى را داشتند ، بنابر اطلاعاتيكه از منابع بهدست آمده شهرها به بخشهائى تقسيم مىشدند . « پليس » هاى يونانى داخل دولت پارت از بازماندگان دوره سلوكيدها بودند . اگرچه عملا وضع اين « پليس » ها در زمان تسلط پارتها تغيير كرد و خيلى بدتر شد ، با اينهمه « پليس » ها تقريبا موقعيت خودمختارى را در چارچوب دولت آرشاكها حفظ كردند . در درون شهرها رفتهرفته دگرگونيهاى عميقى رويداد . شوراهاى شهرى سرشت پيوستگى و يكپارچگى خود را از دست دادند و نمايندگان مردم بومى به درون آنها نفوذ كردند . نظامهاى شهرى تقريبا بهسوى اليگارشى گرائيدند ، گردهمآئىهاى مردمى اهميت خود را از دست دادند . قدرت شهر در دست شورائى متمركز شد كه مركب از نمايندگان چند خانواده شهرى توانگر بود .
از سرشت و تحولات انواع ديگر شهرها اطلاع چندانى در دست نيست . شهرهاى بابل باستانى و بين النهرين ، از نوع اوروك ، در زمان سلوكيدها داراى اساسنامهاى بودند كه نزديك به « پليس » هاى يونانى بود ساكنان اين شهرها يا « پليس » هاى يونانى ، به شهروندان داراى حقوق كامل و شهروندان بىحقوق تقسيم مىشدند ، شهروندان كامل الحقوق با جامعهء روحانيت معابد متحد مىشدند و از استقلال و آزادى كامل و امتيازات ويژهاى
تاريخ ايران از زمان باستان تا امروز ( فارسي ) — صفحة 148
مساهمون: ا . آ . گرانتوسكى
ص١٤٨