با وجود اين ، احتمالا شرايط صلح در ميان برخى از اشراف پارت ايجاد ناخشنودى كرد .
دربارهء رويدادهائيكه در اين زمان بهوقوع پيوست ، حتى از شرايط و خطمشى پيمان صلح ، اطلاعات دقيقى در دست نيست ، اما معلوم است كه پس از آرشاك دوم ، فريپاتيا نوهء تيرداد ، برادر آرشاك اول به سلطنت رسيد ، اما نوهء مستقيم آرشاك اول از سلطنت بر كنار شد .
در تاريخ پارت رويدادهائيكه از پايان لشكركشى آنتيوخ سوم تا به تخت نشستن مهرداد اول ( تقريبا از 171 تا 139 ق . م . ) بهوقوع پيوسته روشن نيست . انگيزههاى تقويت نيروى پارت و كشورگشائى پارتها در زمان مهرداد اول نهتنها از لحاظ چگونگى سياست داخلى ، بلكه از نظر كيفيت سياست خارجى اين دولت ، حتى در شرايط مساعدى كه منجر به پيشرفت آنها شد ، معلوم نيست . در شرق در دولت يونانى - باخترى پيكارهاى داخلى شدت يافت . در غرب هم در اين زمان روند ازهمپاشيدگى دولت سلوكيد سرعت مىگرفت .
درعينحال جريانهاى ديگرى هم در حال پيدايش بودند - گروههاى كوچكى از يونانيان و بوميان براى استقلال و تشكيل دولتهاى كوچك محلى بپاخاستند ( اليميادها ، پارسها ، خاراكنها و غيره ) . همه اين رويدادها تحقق پندارهاى گسترشخواهى پارتها را آسان كردند ، اينان كه منابع سرشارى در اختيار داشتند ، علاوه بر ساكنان پارت ، مردم گيركانى و قسمت مهمى از كوچنشينان پارنى را با خود همدست كردند . نخستين ضربت را به سمت شرق يعنى قلمرو يونانى - باخترى وارد آوردند و مناطق مهمى را از آنها پس گرفتند و به قلمرو خود افزودند . سپس در سال 148 / 147 ق . م . ماد را گرفتند . اهميت اين پيروزيها چنان بود كه مهرداد اول لقب « پادشاه كبير » را به خود داد .
تصرف ماد راه پارتها را به سوى غرب و شمال ازجمله بين النهرين ، بابل ، شوش ، ايلام و غيره گشود . آشفتگى سياسىايكه در اين مناطق حكمفرما بود ، به پارتها امكان داد كه به سال 141 ق . م . به مركز بابل وارد شوند و مراكز شهرى مهم هلنى شرق ، از جمله سلوكيه در دجله را به تصرف درآورند . پس از آن شوش را هم اشغال كردند .
اما پيشروى به سوى غرب و تصرف ماد و بابل مسائل پيچيدهايرا در برابر پارتها قرار داد . در اين مناطق اينان ناچار شدند با تودههاى مهم و يكپارچهء يونانيان و يونانى شدگان برخورد كنند . اصلا در همان نخستين مراحل موجوديت دولت پارت ، تضاد ميان پارتها و يونانيانى كه از امتيازات ويژه محروم شده بودند ، شدت گرفت و منجر به پيكارهائى خونين گرديد ، اما در سرزمينهاى پارت و گيركانى ، شهرهاى يونانى نسبتا كم بودند . در مناطق غربى موقعيت جور ديگر بود و ساكنان يونانى اين نقاط قابلملاحظه بودند . در مدت دو قرن « پليس » هاى يونانى قلمرو غربى پارت ، پايگاه نيروهاى مخالف دولت و
تاريخ ايران از زمان باستان تا امروز ( فارسي ) — صفحة 135
مساهمون: ا . آ . گرانتوسكى
ص١٣٥