تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران از زمان باستان تا امروز ( فارسي ) — صفحة 121

مساهمون:

ص١٢١
در تاريخ‌نگارى نوين ارزيابىهاى گوناگونى نسبت به فعاليت‌هاى اسكندر مقدونى به چشم مىخورد . دانش نوين بنابر بعضى معيارها نظريات تاريخ‌نگاران قديمى را تكرار مىكند ، اين تاريخ‌نگاران ضمن بيان رويدادها سه هدف را در نظر گرفته‌اند : اول ستايشگرى ، دوم ارزيابى فعاليت‌هاى اسكندر با نظريهء كاملا منفى و سوم ارزيابى از لحاظ اين‌كه اسكندر شاگرد و پيرو مكتب ارسطو بود ، در اينجا فعاليت‌هاى اسكندر به دو دوره تقسيم مىشود : دورهء اول زمانى بود كه گويا اسكندر از اندرزهاى ارسطو پيروى مىكرد البته در اين مورد ارزيابى كاملا مساعد بود ، دورهء دوم زمانى بود كه اسكندر از پيروى اندرز - هاى معلمش سرباز زد - البته در اين دوره ارزيابى منفى بود . ارزيابى فعاليت‌هاى اسكندر نمىتواند يك‌جانبه و مشخص باشد . ارتش او دولت هخامنشيان را كه درحال نابودى بود ، منقرض كرد و در كنار آن پهنه‌هاى گسترده‌اى از قلمرو هخامنشيان در اثر عمليات جنگى ويران شدند ، صدها هزار تن از مردم به‌ويژه در مشرق به هلاكت رسيدند . اما بايد يادآورى كرد كه دولت اسكندر درعين‌حال در روى ويرانه‌هاى دولت هخامنشى بنيان‌گذارى شد . اين دولت هم سازمانهاى مديريت كشورى دوران هخامنشى را دست‌نخورده نگاهداشت و با همان روش به ادارهء قلمرو امپراطورى خود پرداخت : او ساتراپ‌ها و كشورهاى تابعه را در يك پايه قرار داد ، كوشش كرد قدرت ساتراپ‌ها را محدود و آنها را به استانهاى كاملا مطيع دولت مركزى تبديل كند ، حتى در كنار آنها فرماندهان نظامىايكه اصلا تابع آنها نبودند و تماس مستقيم با شاه داشتند ، گذاشت . اما اين اقدامها عملا نتوانستند از گرايش به جدايىخواهى ساتراپ‌ها جلوگيرى كنند ، رويدادهائيكه هنگام لشكركشى به هندوستان در ايران پيش‌آمد اين مطلب را به ثبوت رساند . در سازمانهاى سياسى هم دگرگونىهاى ناچيزى انجام گرفت ، در حقيقت ضمن اين دگرگونيها فقط برخى از چهره‌هاى سياسى از قبيل حكام و غيره عوض شدند . اسكندر كوشش داشت سبك ادارهء امپراطورى خود را بر پايه شاهنشاهى هخامنشيان به‌گرداند . گمان نمىرود در ساختمان اجتماعى جامعه‌هاى زير تسلط او دگرگونى مهمى رويداده باشد . در شاهنشاهى هخامنشى از نقطه‌نظر روابط اجتماعى ، سازمان يك‌پارچه و هم‌آهنگى وجود نداشت . در اين مورد اختلافهاى بسيارى ميان ساتراپ‌ها يا استانهاى تابعه موجود بود ، تصرف اين مناطق به وسيله هخامنشيان تغييرى در وضع روابط اجتماعى ساكنان آنها پديد نياورد . اما بايد چنين پنداشت ، در اثر جنگ‌هائيكه رويداده بود خريد و فروش مردم يك شهر يا قبيله كه پس از شكست به دست مهاجمان به عنوان برده اسير مىشدند ، سخت رايج گرديد . ضمنا گاهگاهى همين اسيران در يك‌جا متمركز و شهرى را تشكيل مىدادند ( مثلا يونانيان و غيره ) - اين رويدادها پيشرفت نظام بردگى را با شكل كلاسيك‌اش
تاريخ ايران از زمان باستان تا امروز ( فارسي ) — صفحة 121 | ا . آ . گرانتوسكى / م . آ . داندامايو / گ . آ . كاشلنكو / اى . پ . پتروشفسكى / ك . س . ايوانف / ل . ك . بلوى / كيخسرو كشاورزى