پيش داشت : بايستى از شنزارهاى بىآب مىگذشت و پايدارى عشاير محلى را درهم مىشكست . پس از انجام اين راهپيمائى بزرگ هر سه قسمت در شوش بههم پيوستند و در آنجا پايان لشكركشى پيروزمندانه را جشن گرفتند .
غيبت سه ساله اسكندر ، شايعات كشته شدن او را در هندوستان پديد آورد - اين پديدهها گوياى گرايشهاى گريز از مركز نسبت به حكومت او در درون بودند و بنيان امپراطورى اسكندر را سست و ناپايدار نماياندند . چند ساتراپ ازجمله مقدونيه و پارس تا حد تشكيل دولتهاى مستقلى پيش راندند . كلئآرخ يونانى درحاليكه سازمان مالى مستقلى در مصر برپا كرد ، خودسرانه بقيه مقامهاى عالى را اعم از مصرى يا يونانى كنار زد .
گارپال كه خزانهدار كل اسكندر بهشمار مىرفت ، پولهاى بسيارى از موجودى خزانه را حيفوميل كرد . اسكندر اقدامهاى قاطعى را براى ايجاد يكپارچگى در حكومت انجام داد . چند ساتراپ و مأمور بلندپايه را اعدام و چند تن ديگر را بر كنار كرد . گارپال از ترس جانش ضمن برداشت 6 هزار تالانت از خزانهء اسكندر به يونان گريخت . اما كلئآرخ از سوى اسكندر بخشوده شد .
اسكندر در دورهء پس از پايان اردوكشى هند سرگرم نظم و نسق سازمانهاى ادارى دولت و آماده شدن براى لشكركشى تازه گرديد . از سوى اسكندر مأموران و كارشناسانى جهت شناسائى درياى خزر و كنارههاى شبهجزيره عربستان از نظر قابليت كشتىرانى گسيل شدند . ظاهرا اعزام مأموران شناسائى اخير به منظور آماده شدن براى تصرف عربستان بود . براى اين منظور در منطقهء بابل تعميرگاه كشتى بنا نهاده شد . و ناوگانى آماده گرديدند ، اسكندر پايتخت خود را در شهر باستانى بابل قرار داد ، چون اين شهر در مركز تقاطع راههائى كه دورترين گوشههاى امپراطورى را به هم وصل مىكرد ، قرار داشت . در اين هنگام اسكندر دو طرح اصلاحى را در مورد ارتش به موقع اجرا گذاشت در نتيجهء اين طرح ، پارسها به سازمان ارتش مقدونى پيوستند .
شايد اسكندر لشكركشى عظيم تازهاى را طرح كرد - اين بار مىخواست ، به سوى غرب مديترانه هجوم برد ، و شايد ضمن اين طرح مىخواست موضع بيرحمانهاى عليه شهرهاى يونانى بگيرد و هرچه قاطعتر در كارهاى آنها مداخله كند و آنها را زير نظارت شديدتر بگيرد . اما ضمن اينكه در گرماگرم فعاليتهاى جوشانى قرار گرفته بود در تابستان 323 ق . م . در پايتخت دولتش يعنى بابل درگذشت .
تاريخ ايران از زمان باستان تا امروز ( فارسي ) — صفحة 119
مساهمون: ا . آ . گرانتوسكى
ص١١٩