و بهگونهء خودمختار اداره مىشدند ، اينها تصميم اسكندر را شكنندهء سنتهاى باستانى مقدونى برمىشمردند . درعينحال اشراف مناطق كوهستانى مقدونيه ، كه مانند اشراف جلگهاى قدرت چندانى نداشتند ، نزد اسكندر ارج فراوان يافتند و زير سايه او از رفاه فراوان برخوردار شدند ، اينان آماده بودند اسكندر را در پيكارهايش عليه « اشراف پير » پشتيبانى كنند . اشراف پير نسبت به ادامهء جنگ پندارى منفى داشتند ، اينان مىپنداشتند ، هرچه جنگ طولانىتر شود ، قدرت شاه افزونتر گردد و منابع بيشترى را تصرف كند ، اهميت و اعتبار دولتهاى داخلى خود مقدونيه كمتر خواهد شد . اما اشراف تازه به دوران رسيدهء مقدونى به دنبال اسكندر مىرفتند و به اميد به دست آوردن غنائم جنگى و منافع تازه از راه استثمار سرزمينهاى تصرفشده ، از پشتيبانى شاه مقدونى دريغ نداشتند .
در چنين وضعى مسئله توطئه فيلوتى ، پيشآمد كه به اعدام او و پدرش پارمينونا و تنى چند از نمايندگان اريستوكراسى مقدونى انجاميد . اسكندر توانست از تضاد ميان اشراف و سربازان معمولى مقدونى كه از ميان دهقانان بيرون آمده بودند ، بهره ببرد ، اگرچه اينها هم از جنگ خسته مىنمودند ، اما ناخشنودىشان از قدرت روزافزون اشراف بارها نيرومندتر بود و هنگامى كه بنا به سنتهاى باستانى مقدونيان ، فيلوتى و همكارانش از سوى ارتش محاكمه شدند ، به اعدام محكوم گرديدند . به دنبال توطئه فيلوتى ستيزهاى ديگرى در داخل اردوى اسكندر درگرفت ( كشتن كليتا و توطئه « پاژئى » ) . در همان هنگام تضادهاى سختى ميان اسكندر و مقدونيان ، از سوئى و يونانيانى كه در ارتش اسكندر خدمت مىكردند از سوى ديگر پديد آمد .
پيكار مردم آسياى ميانه عليه استيلاى يونانيان - مقدونيان
در اثر تعرض نيروهاى يونانى - مقدونى به ساتراپهاى خاورى ، ويژگيها و شكل - هاى جنگ در آن سامان بهگونهاى ديگر درآمد . اگر پيش از اين تودههاى مردم شرق ، بهگونهء استثنائى در برابر رويدادها بىاعتنا بودند ( گاهى حتى اسكندر را به عنوان آزاد كننده آنها از قيد ستم پارسيان مىستودند ، مثلا در مصر ) ، اما هماكنون جنگى مردمى را عليه نيروهاى يونانى - مقدونى آغاز كردند . نخستين نشانه آن ، قيام در آرئى بود اين قيام به باختر و سغديان سرايت كرد و گسترش يافت . عمليات جنگى در سرزمين آسياى ميانه تا 327 ق . م . ادامه داشت و منجر به تلفاتى شد كه ارتش اسكندر در تمام طول مدت لشكركشىاش تحمل نكرده بود . جنگ مردم آسياى ميانه عليه استيلاگران در چند مرحله انجام گرفت . در مرحله يكم رهبر قيام بس بود . او كه به خاندان هخامنشيان وابستگى