مىكرده است و معجزات غريبه و خود بيشتر مردم از درك آن عاجز بوده است و فهم آنان بدان نمىرسيده و از شدت دوستى به امامان در بارهء تقيه كوتاه مىآمده است و شايد اين تقصير او را شفاعت در دنبال باشد و از اخبار برآيد كه قتل او كفاره اين تقصيرش بوده است و سبب رفعت مقامش شده .
داود بن على عباسى ، معلى را به زندان افكند و معرفى اصحاب امام صادق ( ع ) را از او خواست و او در پاسخ گفت : اگر در زير پايم باشند به تو خبر ندهم ، و دستور داد گردن او را زدند و او را بر دار كردند ، پايان نقل از مجلسى ( ره ) .
من گويم : طبق اين اخبار معلوم مىشود ، معلى از رادمردان دين و اجتماع اسلام بوده است كه به مقام جانبازى رسيده و در زمرهء مصلحان در آمده است و به ناچار بايد پروانهوار خود را در گرد شمع هدايت ائمهء اطهار سوخته باشد و از اين نظر هيچ گونه تقصيرى به او متوجه نيست چنانچه در پارهاى مباحث گذشته توضيح داده شد . از مجلسى ( ره ) - تكرار نفرين تا هفتاد بار بايد در يك مجلس باشد ، و گفتهاند : مقصود اين است كه در باره نخست اثر نكرد تا هفتاد بار زمينه ادامه دارد ، پايان نقل از مجلسى ( ره ) .
من گويم : مورد تشريع مباهله در خصوص اختلافات و مباحثه مذهبى است تا به جايى كه با گفتگو حل نشود و كار به انكار و مكابره كشد و مورد اخبار خصوص مباهله با مخالفان از فرق اسلامى است و اين بحث بميان مىآيد كه :
1 - اين موارد منصوص از قبيل قضاياى خصوصى و شخصى است كه به دستور امام انجام مىشده و حكم عمومى ندارد كه هر كس از پيش خود بتواند كار اختلاف مذهب را تا به مباهله بكشاند و به وسيلهء آن حل كند و يا اينكه از اخبار ، قانون كلى استفاده مىشود و شامل هر كس و هر زمانى مىشود .
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 629
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٦٢٩