دل باشد يا در تنهائى يا آهسته در برابر بلند گفتن .
ذكر علانيه - يعنى در روز رستاخيز عمومى به وسيلهء اظهار شرف و فضيلت يا توفير ثواب ، يا مقصود ذكر ميان اشراف فرشتهها است كه گذشت و يا ميان مردم و به زبان آنان و گفتهاند مقصود ذكر خير او است به اظهار حال و شرف او در ميان همهء خلق از فرشته و بشر . از مجلسى ( ره ) -
« اذكرك في نفسي »
اين پاداش ذكر نهانى است يعنى پاداش و ثواب ذكر تو را مىدهم و پاداش ذكر را ذكر ناميده است و منظور ذكر برابر فراموشى نيست زيرا ذكر به اين معنى در خدا هست چه بنده او را ياد كند چه نكند ، يا مقصود اين است كه تو را به طورى ياد كنم كه احدى بر آن مطلع نشود چنانچه خدا فرموده است ( 17 سوره حم سجده ) :
« هيچ كس نداند آنچه را خدا از چشم روشنى برا آنها نهان كرده است » و گزارش داده است از آنكه خدا پادشها دهد كه بندهها را از آن اطلاعى نيست .
من گويم : مقصود از ذكر ، ذكر به خوبى است و بدان چه دلالت دارد بر بزرگوارى ياد شده دارد نه مطلق ذكر .
« اذكرنى في ملاك »
گفتهاند اشاره است به ذكر جلى و انجام هر اطاعت عيانى هم در آن داخل است تا برسد به امر به معروف و نهى از منكر . از مجلسى ( ره ) - « و قال اللَّه » گفته شده است اين دليل بر عظمت ذكر و ياد با دل است به دو وجه است :
1 - در دنبالهء آيه ، كلمهء « و دون الجهر » است يعنى خدا را آهسته بخوانيد بنا بر اين مقصود از ذكر با زارى و ترس اين است كه با دل باشد و مقدم داشتن بر ذكر با زبان دلالت دارد بر رجحان ذكر قلبى .
2 - توصيف ذكر با دل به عنوان تضرع و ترس دلالت دارد بر اينكه عمده همان زارى و ترس با دل است نه صرف گفتن با زبان .
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 626
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٦٢٦