در معنى ذكر كثير اختلاف است :
1 - مقصود اين است كه خدا را هيچ گاه فراموش نكند - از مجاهد .
2 - خدا را به صفات بلند و اسماء حسنى ياد كند و وى را از آنچه به دو نشايد منزه شمارد .
3 - در هر حال بگويد سبحان اللَّه و الحمد للَّه و
لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ
- از مقاتل و از ائمه روايت شده : هر كه سى بار اين ذكر را بگويد ، ذكرِ كثيرِ خدا را انجام داده است .
« وَ لا تَمْنُنْ تَسْتَكْثِرُ »
بيضاوى گفته است : مده به قصد اينكه عوض بيشترى بگيرى ، اين نهى تنزيه است و يا خاص به آن حضرت است و يا مقصود اين است كه عبادت خود را فزون مشمار يا مزد تبليغى خود را فزون در نظر ميار .
من ، به معنى كاستن يا بريدن است و از اين رو آن را به فزون شمارى تفسير كرده است و مقصود اين است كه به واسطهء فزون شمردن كار خود از كار و وظيفه خود نكاه و آن را از دست مگذار . از مجلسى ( ره ) - گويا مقصود از ذكر بسيار در جملهء دوم همان تكرار معنى اول است كه به دو عبارت ادا شده يا مقصود از يكى مداومت است و از ديگرى فزونى گرچه يك بار باشد ، و گفتهاند مقصود از اول تكرار و استمرار است و از دوم موافقت دل با زبان چنانچه در خبر دوم باب ذكر خدا در نهان بيايد . از مجلسى ( ره ) -
« من قرأ مائة آية »
يعنى در هر شبانه روز يا در هر كدام از شب و روز و دلالت دارد كه ذكرى كه دفاع از برقزدگى دارد اعم از اين است كه صريح باشد يا در ضمن و مقصود از ذاكر در برابر غافل است . از مجلسى ( ره ) -
« ذكرني سراً »
ذكر نهانى اين است كه در