است .
. . . در اين حديث دل امام به صور تشبيه شده و آن الهامى كه در آن واقع شود به دميدن ، از مجلسى ( ره ) . ( ساحر ) يعنى جادوگر از مجلسى ( ره ) - گفتهاند ساحر كسى است كه نيروى اثر بخشى بر جز خود دارد ، خلاف از شريعت و آزار بخش بر مردم ، چون جدا كردن زن و شوهر و دشمن ساختن دو كس ، و گفتهاند كسى است كه امر فوق عادت آورد به اسبابى نهان كه علت عادى آنند ، و شامل معجزه و كرامت نيست كه نياز به هيچ سبب طبيعى ندارند و بر پايهء غفلت نباشند و به مجرد توجه نفوس كامله به مبدأ پديد گردند ، و گفتهاند جادوگر سخنى گويد و يا چيزى نويسد و يا افسونى دمد و كارى كند كه در بدن يا عقل يا دل ديگرى بدون تماس با او اثر بخشد ، و ( كاهن ) به معنى پيشگو است و مدعى دانستن اسرار است ، در عرب كاهنانى بودند چون شق و سطيح و ديگران بعضى را گمان بود كه همرازى از جن دارد و براى او خبر مىآورد و بعضى را گمان بود كه از مقدمات و اسباب آينده را مىفهمد و اين قسم را عربها " عرّاف " مىگفتند .
در صحاح است كه كاهن همان ساحر است ، و مقصود طلحه و زبير از اين سفارش اين بود كه خداش نماينده آنها تحت تأثير معجزهء على ( ع ) قرار نگيرد و به او نگرود و آنچه بيند حمل بر سحر و كهانت كند . پايان كلام مجلسى ( ره ) .
من مىگويم موضوع قابل توجه اين است كه طلحه و زبير در چه تاريخى اين پيام را براى على ( ع ) فرستادند ، آنچه مسلَّم است اين است كه پس از قتل عثمان و زمام دارى على ( ع ) بوده و در اين دوران مدت كمى با آن حضرت زيستند كه به جنگ جمل كشيد و اين هر دو نابود شدند و در اين مدت كوتاه هم با آن حضرت سه گونه رابطه برقرار كردند .
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 873
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٨٧٣