على ( ع ) مىدانست كه او با اين وضعِ عصبانى سخنان زنندهء طلحه و زبير را در برابر مردم مىگويد و بيان آنها هم مايهء آبرو ريزى خود آنها است و هم از نظر افكار عمومى به ناچار نسبت به آن حضرت سوء اثر دارد و مصلحت بود كه در صورت امكان اين پيام و جواب آن در جلسهء خصوصى طرح شود . از مجلسى ( ره ) -
" و ان كان النسب مقطوعاً "
يعنى نسب در غير موارد حقوق دينى اعتبارى ندارد و رعايت آن لازم نيست چون خدا مىفرمايد ( 22 سوره مجادله ) : ( نيابى تو مردى را كه به خدا و رسولش گرويدند با دشمن خدا و رسولش دوستى كنند ، گر چه پدر يا پسر يا برادر يا عشيرهء آنها باشد ) و شايد مقصود نسبت ظاهرى باشد يا از باب تسليم مصلحتى و گر نه در قدح نسب طلحه اخبارى وارد است و در اين جا اشاره دارد كه به واسطهء شورش خود از اسلام خارج شدند .
" فان كنتما صادقين " اين كلام دو معنى دارد :
1 - اين كه شما از اوّل ايمان نداشتيد و منافق بوديد و اگر هم به راستى مؤمن بوديد به واسطهء شورش خود از اسلام بيرون شديد چون قتال با امام را حلال دانستيد كه خدا اطاعت او را واجب كرده و گر نه در اصل ادعاى ايمان دروغ گفتيد .
2 - شما به عنوان اين كه مرا برادر دينى خوانديد مرا مسلمان دانستيد و بعد مرا مخالف دين قلمداد كرديد و خود را هم ديندار معرفى كرديد و بر من خروج كرديد ، اگر راست مىگوئيد كه من مسلمانم پس در خروج بر من و مخالفت با من مخالفت قرآن را كرديد در ترك رعايت برادر دينى و خروج برا او ، و اگر به دروغ مرا برادر دينى خوانديد به فسق و كذب خود اعتراف داريد .
پايان ، از مجلسى ( ره ) .
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 875
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٨٧٥