تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 721

مساهمون:

ص٧٢١
گفت : على بن ابى طالب است ولى رجال صاحب نفوذ و استفاده‌چى كه بيشتر آنها همان رجال بنى اميه و وابستگان آنان بودند ، از اين جمله احساس خطر كردند و عمر را در خانه خود بسترى نموده و از تماس مردم با او جلوگيرى كردند و عبد الرحمن بن عوف يك شخصيت سياسى و طرفدار جدى خود را بر او گماشتند ، عبد الرحمن اين نقشه شوراى شش نفرى را با نكات حساسى كه بر كنارى على ( ع ) در آن پيش بينى شده بود طرح كرد و در آخرين لحظات زندگى عمر كه بر اثر خونريزى فراوان فكر خود را از دست داده بود به امضاء عمر رسانيد و خود به عنوان يك قهرمان ماجرا ابتكار عمل را در شورى به دست گرفت ، شش نفر شورى كه كانديد خلافت بودند عبارت بودند از ( على ( ع ) ، زبير ، طلحه ، سعد بن ابى وقاص ، عثمان و عبد الرحمن بن عوف ) پس از مذاكرات مقدماتى عبد الرحمن پيشنهاد كرد كه اهل شورى حقوق خود را به همديگر واگذار كنند تا زمينهء انتخاب هموار شود ، زبير حق خود را به على ( ع ) داد و يكى ديگر به عثمان و سومى هم به عبد الرحمن ، عبد الرحمن هم حق خود را به حكميت ميان على ( ع ) و عثمان واگذار كرد ، سپس رأى قطعى خود را موكول به بررسى افكار عمومى ساخت و از شورى خارج شد و با مردم تماس گرفت و رأى خود را چنين طرح كرد كه : مردم به سنت ، و روش دو خليفهء پيش ( ابو بكر و عمر ) به همان اندازه علاقه دارند كه : به كتاب و سنت ، پس برنامهء قابل قبول عموم اين است : ( تعهد به عمل به قرآن و دستورات پيغمبر و مراعات سنن شيخين ) او به خوبى مىدانست كه على ( ع ) به هيچ وجه سنت اين دو را كه جز يك مشت بدعت و اغراض و امور موقتى نيست در برابر قرآن و سنت پيغمبر نخواهد پذيرفت و به ناچار كنار مىرود . شيخ عبد اللَّه مصرى ، در اينجا موضوع شوراى شش نفرى را فكر