ابن اثير ( يك دانشمند لغوى و مفسر اخبار نبوى ) گرفته و پس از اين جادهاى كه باز شده تحقيقى كه مرحوم ملا محسن فيض حكيم و محدث و عارف و محقق در اينجا كرده است .
همهء اين گفتهها پر از تشويش و بر اساس احتمال و ترديد و تخمين ادا شده و باز هم مفهوم كامل و درستى از اين جملههاى طلائى پيغمبر اسلام تحويل طالبان حقيقت ندادهاند . مثلا كلام مجلسى روى حديث را به خصوص آيات ظاهر الدلاله و عملى قرآن نموده و متشابهات و آيات منسوخه را كنار زده ، آيا مىتوان گفت كه اين قسمت قرآن در نظر اين حديث از شمار علم بيرون است و به ناچار مشمول جملهء آخر حديث مىشود كه و ما خلاهن فهو فضل نعوذ بالله ، باز هم دقت كن تطبيق مثلثى كه مرحوم فيض كرده و مضمون حديث را منطبق بر عقل و نفس و بدن يا عالم عقل و خيال و حس دانسته چه حقيقتى را به خواننده تحويل داده و چه اثر عملى بر آن مترتب است و اين خود جز يك تصور بيهوده چه مىتواند باشد .
مطلب ديگرى كه در اينجا به نظر مىرسد اين است كه اگر اين حديث اسلامى را ما به اين كوتاهى و گنگى تفسير كنيم ، جواب اين همه فرمول علمى كه امروز در سراسر جهان مترقى بوجود آمده است چه بگوئيم ؟
آيا مىشود چشم بر هم نهاد ؟ اين همه افكار بشرى را كه كوشيدهاند و حقايق علمى ثابتى كشف كرده و اين دنياى نورانى تازه را بوجود آوردهاند دور ريخت و گفت : اينها علم و دانش نيستند ، فرمولهاى دقيق شيمى و فيزيك و برق و اتم و علومى كه بشر بوسيلهء آنها تا ما وراى جو رفته و مىخواهد به كرات بالا برود علم نيست . آيا بشر امروز اين گفته را از ما مىپذيرد و آيا اسلام كه به عقيدهء ما دين ثابت و دائم و نهائى بشر است ، با اين سخن قابليت طرح در محيط بشر امروزى دارد و مىتواند بشر امروز را به خود متوجه كند تا آن را مورد مطالعه قرار دهد و پس از تفكر و انديشه آن را بپذيرد يا رد كند ؟
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 513
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٥١٣