تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 71 و 72 ) ( آداب معاشرت ) ( فارسى ) — صفحة 80

مساهمون:

ص٨٠
حسن عسكرى ( ع ) فرمود : هر كس در اين امر پيرو على ( ع ) باشد براستى شيعه باشد . 2 - عيون : بسندش از ابن جهم كه از امام رضا ( ع ) پرسيدم قربانت حقيقت توكل چيست ؟ فرمود : اينست كه نترسى بهمراه خدا از كسى ، گفتم : حقيقت تواضع چيست ؟ فرمود : آنكه با مردم چنان باشى كه خواهى با تو چنان باشند ، گفتم : قربانت ميخواهم بدانم من نزد شما چگونه‌ام ؟ فرمود : ببين تا من نزد تو چگونه‌ام . 3 - معانى الاخبار : بسندش تا امام صادق از پدرانش ( ع ) كه از تواضع است كه كسى بفرود مجلس خوش باشد ، و بهر كه برخورد سلام كند و ستيزه نكند در گفتگو و گرچه به حق گويد ، و نخواهد كه او را به تقوى بستايند . 4 - تفسير قمى : امير المؤمنين ( ع ) فرمود : خوشا بر كسى كه عيبش او را از عيبجوئى از مردم باز دارد ، و بىكمبود تواضع كند ، و با اهل دانش و رحمت همنشين باشد ، و با مستمندان بينوا آميزش كند ، و از مال حلال خود انفاق كند . 5 - امالى طوسى : امير مؤمنان در وصيتش بهنگام وفات فرمود : بر تو باد تواضع كه از بزرگترين عبادات است . 6 - همان : بسندش تا امام باقر ( ع ) كه نجاشى پادشاه حبشه فرستاد و جعفر بن ابى طالب و يارانش را خواست ، و آنها نزدش آمدند و او در خانه‌اى كه داشت روى خاك نشسته بود و جامه‌هاى كهنه بتن داشت ، جعفر گفت : چون او را بدين وضع ديديم از او نگران شديم ، و چون ما را ترسان و رنگ پريده ديد گفت : سپاس خدائى را سزا است كه يارى كرد محمد را و چشم را به دو روشن كرد ، آيا بشما مژده ندهم ؟ گفتم : پادشاها چرا ، هم اكنون ديده‌بانى از ديده‌بانهايم از سرزمين شما آمد و به من گزارش داد كه خدا پيغمبرتان محمد را يارى كرده و دشمنش را نابود كرده ، فلان و فلان اسير شدند ، و فلان و فلان كشته شدند ، و در دره‌اى بنام بدر بهم برخوردند و گويا پيش چشم من است آنگاه كه براى آقايم در آنجا رمه مىچراندم و او مردى بود از بنى ضمره . جعفر به او گفت : اى پادشاه نيكوكار شما را چه شده كه بينم بر خاك نشسته و جامه كهنه پوشيدى ؟ گفت : اى جعفر در آنچه بر عيسى ( ع ) نازل شده يافتيم اينست كه حق خدا بر بندگانش اظهار تواضع است براى خداوند هنگامى كه نعمتى بر آنها پديد آورد ، و چون خداى تعالى نعمتى به پيغمبرش محمد ( ص ) پديد آورده من هم اين تواضع را براى خدا پديد آوردم . گفت : چون اين خبر به پيغمبر ( ص ) رسيد به اصحابش فرمود : راستى كه صدقه مايه