19 - كافى : بسندش تا امام باقر ( ع ) فرمود : طمع بريدن از آنچه مردم دارند عزت دينى مؤمن است ، نشنيدى گفته حاتم را :
چون به نوميدى گرايم بىنيازى يابمش * گر بفهمانى به خود آن را طمع باشد نياز
روشنگرى : ذكر شعر حاتم را دليل نياورده بلكه براى شهرت آنست و دليل بر اينكه اين مطلب حكم عقل همه مردم است تا برسد بكفار ( اعراب شعر را بيان كرده ) .
20 - كافى : بسندش تا امير مؤمنان ( ع ) ( همان مضمون شماره 3 را آورده ) .
بيان : در دلت فراهم باشد احتياج بمردم و استغناء از آنها " يعنى تصميم بگير بهر دو و در ظاهر با آنها حاجتخواه باش به شيرين سخنى و خوشروئى و از راه ديگر خود را از آنها بىنياز جلوه بده باينكه آبرويت را بخوارى خواهش از آنها آلوده نسازى و عزت خود را نگاهدارى و براى طمعهاى بيهوده خوارى به خود راه ندهى ، يا مقصود اينست كه در دلت دو عقيده باشد يكى اينكه محتاج بدانها هستى در زندگى و همكارى زيرا آدمى بطبع خود مدنى است و همه براى زندگى و باقى ماندن بهم نياز دارند و دوم اينكه خود را بىنياز بدانها بشمار از نظر گدائى از آنها زيرا خداى تعالى ضامن روزى بندههاى خود است و سبب ساز است ، و فائده يكمى خوش برخوردى و آميزش با شيرين سخنى و خوشروئى است و فائده دوم آبرودارى و حفظ عزت است به ترك خواهش و طمع از مردم .
و حاصل اينكه ترك معاشرت و همكارى بطور كلى ناپسند است ، و اميد بستن و خواستن و خوار شدن نزد مردم هم ناپسند است و آنچه پسند است حد وسط ميان افراط و تفريط است كه بارها فهميدى ( بدنبال شرح لفظ نزاهت و عرض را از قاموس آورده ) .
باب پنجاهم : پرداخت سپرده و اداء امانت :
قرآن مجيد
: 1 - المؤمنون ( آيه 8 ) و آنانى كه براى امانتها و عهد خود رعايت دارند .
2 - الاحزاب ( آيه 72 ) راستش ما پيشنهاد كرديم امانت را بر آسمانها و زمين و كوهها و سرباز زدند از بدوش گرفتن آن و نگران شدند از آن و بدوشش گرفت آدمى ، راستش كه پر ستمكار و نادانست .
اخبار باب
: 1 - امالى صدوق : بسندش تا امام صادق ( ع ) كه ميفرمود : بپردازد امانت را و گرچه بكشنده حسين بن على ( ع ) باشد .
2 - همان : بسندش تا امام صادق ( ع ) كه ميفرمود : از خدا بترسيد و بر شما باد به