امانت را بپردازند و به حق عمل كنند و از امام ششم پرسيدند از تفسير قول خدا عز و جل ( آيه آخر سوره السبأ ) راستى كه ما پيشنهاد كرديم امانت را تا آخر آيه كه چه پيشنهاد شد بر آنها و چه را آدمى بدوش خود گرفت و مقصود چه باشد ؟ فرمود : همان امانت ميان مردم ، و اين هنگامى بود كه آفريدهها را آفريد .
و از يكى از ياران آن حضرت كه آن را بالا برده تا اينكه به پسرش فرمود : اى پسر جانم امانت را ادا كن تا دنيا و آخرتت سالم باشند و امين باش تا توانگر باشى .
باب پنجاه و يكم در تواضع و فروتنى
قرآن مجيد
: المائده ( آيه 54 ) خوار گونهاند در برابر مؤمنان و عزيز و چيرهاند در برابر كافران .
گويم : بسيارى از اخبار اين باب در باب كليات مكارم گذشته .
اخبار باب
1 - تفسير امام : بسندى تا ابى محمد عسكرى ( ع ) فرمود : هر كس بحقوق برادرانش شناساتر باشد و بيشتر آنها را رعايت كند مقامش نزد خدا بالاتر است ، و هر كه در دنيا براى برادرانش فروتن باشد نزد خدا از صديقانست ، و براستى از شيعه على بن ابى طالب است ( ع ) ، دو برادر دينى نزد امير مؤمنان آمدند : پدرى و پسرى آن حضرت برخاست و آنها را گرامى داشت و در صدر مجلسشان نشاند و ميان آنها نشست ، سپس فرمود خوراكى آوردند و از آن خوردند و آنگاه قنبر يك طشت و ابريق چوبى با يك حوله براى خشك كردن آورد و آمد آب بدست آن مرد بريزد كه آن حضرت جست و ابريق را از دستش گرفت تا خود بدست آن مرد بريزد ، آن مرد به خاك افتاد و گفت : خدايم بنگرد كه تو آب بريزى بدستهايم ؟
فرمودش بنشين و بشوى كه خدا عز و جل تو و برادرت را بيند و او امتيازى ندارد و بر تو فضيلتى ندارد ، به تو خدمت مىكند ، در بهشت ده برابر مردم دنيا به او خدمت كنند و به همان اندازه هم غلام دارد .
آن مرد نشست و على ( ع ) فرمود تو را به حق خودم كه ميدانى و بزرگش ميشمارى و به تواضع خودت براى خدا تا ثوابت دهد قسم مىدهم كه با همان آرامشى دستت را بشوئى كه اگر قنبر آب را ميريخت ، و آن مرد انجام داد و چون فارغ شد آن حضرت ابريق را بمحمد بن حنفيه داد و فرمود اگر اين پسر جدا از پدر آمده بود بدست او آب ميريختم ولى خدا عز و جل نخواسته كه چون پدر و پسر همراه باشند با هم برابر باشند ، پدر آب بدست پدر ريخت و پسر هم بايد بر پسر ريزد و محمد بن حنفيه آب بدست پسر ريخت ، و آنگاه امام