آب .
2 - قرب الاسناد : بسندش تا على ( ع ) فرمود : روا نيست جلوگيرى از نمك و آتش .
3 - امالى صدوق : در آنچه پيغمبر ( ص ) نهى كرده است دريغ كردن از ابزار زندگانيست و فرموده هر كه ماعون را از همسايهاش دريغ دارد خدا روز قيامت خيرش را از او دريغ دارد و او را به خود واگذارد ، و هر كه را به خود وانهد چه بدحالى خواهد داشت .
باب چهلم چشم پوشى از عيوب مردم و ثواب كسى كه بدى خود را دشمن دارند نه از مردم را
اخبار باب
1 - تفسير على بن ابراهيم : امير مؤمنان ( ع ) فرمود : خوشا بر كسى كه باز دارد او را عيب خودش از عيوب مردم .
2 - خصال : بسندش تا امام ششم ( ع ) سه كس در سايه عرش خدا باشند روزى كه جز سايه آن سايهاى نباشد كسى كه انصاف دهد بمردم از طرف خود ، و كسى كه گامى پيش و پس ننهد تا بداند كه آن مورد پسند خداست يا خشمش و كسى كه نكوهش نكند برادرش را به عيبى تا آن را از خود دور كند زيرا از خود عيبى بر ندارد جز كه عيب ديگرش پديد گردد و پس است براى مرد كه به خود پردازد از مردم ديگر .
محاسن بسندى مانندش را آورده با اندك تغييرى كه ما آن را در باب جوامع مكارم آورديم .
3 - تحف العقول : در وصيت امير مؤمنان به پسرش حسين ( ع ) كه هر كه عيب خود ديد از عيب ديگر باز ماند .
4 - خصال : بسندش تا رسول خدا ( ص ) كه براى مرد همين عيب بس كه بنگرد در مردم آنچه را در خود او است و نبيند و سرزنش كند مردم را بدان چه خودش نتواند كه وانهد ، و آزار دهد همنشين خود را بدان چه سودش ندارد .
5 - همان : در وصيت به ابى ذر كه پيغمبر ( ص ) به او فرمود : بايد جلوگيرت باشد از مردم آنچه در خود دانى و بد نشمارى در آنها آنچه خود ميكنى ، و فرمود : بس است براى مرد اين عيب كه در مردم بشناسد آنچه در خودش در نيابد و مايه شرم آنها بداند آنچه در خود او باشد ، و آزار دهد همنشين خود را بدان چه سودش ندهد .
6 - امالى طوسى : بسندش تا رسول خدا ( ص ) كه خير زودتررس ثواب نيكى است ، و شر زودتررس كيفر تجاوز ، و بس است براى مرد همين عيب كه بيند در مردم عيبى كه در خود نبيند ، و سرزنش كند مردم را بدان چه تركش نتواند ، و آزار دهد همنشينش را به