دهد اى سگ چون رد بجاى قصاص است و بايد بمانند آن باشد و بسا كه جواب گو حق خود را از طرف ساقط كند و حق خدا بر او بماند چون اقدام بدان كرده و دور نيست كه تحمل آغازكننده مخصوص به اين باشد كه جواب بدروغ نباشد و يا اينكه دشنام بقذف و نسبت به زنا نباشد و اگر با دروغ جواب دهد چنانچه به او گويد اى دزد و راست گويد و جواب دهد اى دزد بدروغ يا اينكه به او گويد : اى زانى و در جواب گويد : توئى زانى ظاهر اينست كه گناه جوابگو بر خود او است و خلاصه انتقام جائز در صورتيست كه دشنام متعارفى باشد كه براى تاديب گويند چون احمق و جاهل ، ظالم و مانند اينها كه جواب آن گناهى ندارد و گناهش بر آغازكننده است .
من گويم : آيات و اخبار دلالتكننده بر جواز معارضهء به مثل بسيارند چون آيه ( 194 سوره البقره ) هر كه بشما تجاوز كرد طبرسى گفته : يعنى ستم كرد ، تجاوز كنيد به او به اندازه تجاوزش بر شما و مقابله به مثل كنيد و عوض تجاوز حقيقى نيست و چون عوض آنست آن را تجاوز ناميده و اگر چه آن جور است و اين عدل چون از جنس آنست و به اندازه آن و بمانند آن ضرر است پس عوض مانند آنست در جنس و اندازه و وصف ، گفته : و آيه دلالت دارد بر اينكه ، هر كه چيزى غصب كند و نابود كند بر او لازم شود مانندش را بدهد به همان صورت اگر مثلى باشد و بحسب معنى اگر قيمتى است نه مثلى .
محقق اردبيلى ره گفته : از خدا بترسيد بكنارهگيرى از گناهان و ستم نكنيد و جلو مجازات را نگيريد و در مجازات از مثل و اندازه حق خود فراتر نرويد و دلالت دارد كه بايد براى مجازات و قصاص تسليم بود و بر اينكه بر غاصب واجب است رد مثل يا قيمت ، و حرام است امتناع از آن و جائز است گرفتن آن بلكه واجب است اگر تركش اسراف باشد و خوب نباشد و حرام است فراتر از اندازه در عين و يا وصف بلكه تجاوز در نحوه اخذ و دور نيست جواز اخذ عوض پنهانى يا علنى بىرضاى بدهكار اگر خودش ندهد چنانچه فقهاء در باب تقاص گفتند ، و دور نيست كه تعذر اثبات حق نزد حاكم شرط نباشد و اذن حاكم هم شرط نباشد بلكه خودش اختيار دارد و همچنين است غير مال و رواست عوض هر آزارى بىاذن حاكم و اثبات نزد او چنين است قصاص مگر در جنايت و ضربى كه اندازهاش محفوظ نباشد يا دشنامى كه گفتن آن جائز نيست چون نسبت زنا و نيز دلالت دارد بر آن قول خدا ( آيه 126 سوره النحل ) و اگر كيفر خواهيد بمانند همان باشد كه كيفر ديديد " در مجمع البيان گفته : بقولى نازل است در باره بريدن مشركان اندام شهيدان احد و حمزه ( رضى ) كه مسلمانان گفتند اگر خدا ما را بر آنها مسلط كرد اندام زندههاشان هم ببريم بعلاوه
بحار الأنوار ( ج 71 و 72 ) ( آداب معاشرت ) ( فارسى ) — صفحة 184
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٨٤