از مردهها و بقولى آيه فرا گيرد هر ستمى را چون غصب و مانندش كه به مثل آن مجازات شود " و اگر شكيبا شويد بهتر است براى صابران " يعنى ترك مكافات و قصاص كنيد و تلخى آن را بچشيد براى صابران بهتر است .
و باز دليل آنست قول خدا سبحانه ( 39 - الشورى ) و آنان كه چون ستمى به آنها رسد كين كشند " در مجمع است كه يعنى از آنان كه بر آنها ستم كردند بىتجاوز و بقولى خدا مؤمنان را دو دسته كرده صنفى كه بخشند و فرموده و چون بخشم آورندشان درگذرند ، و دستهاى كه كين كشند ، سپس خدا اندازه كين را ياد كرده و فرموده سزاى بدى بمانند آن بديست " و بقولى مقصود جواب بديست چون گفت : خدا رسوات كند بگو خدا تو را رسوا كند بىتجاوز و بقولى مقصود قصاص است در زخم زدن و خونريزى و دومى را بمناسبت بدى ناميده " و هر كه بگذرد و سازش كند اجرش بر خداست " يعنى مؤاخذه نكند و كار را به پروردگارش گزارد ثوابش بر خداست " و دوست ندارد ستمكاران را " و هر كه كين كشد پس از ستمديدنش گناه و كيفرى ندارد و همانا گناه و كيفر بر آنهاست كه آغاز ستم كنند بر مردم و تجاوز كنند در زمين بناحق آنانند كه عذاب دردناك دارند و كسى كه صبر كند و براى خدا سختى كشد و درگذرد و كين نكشد براستى كه آن صبر و گذشت در كارهاى پا بر جا است كه خدا فرموده و نسخ نشده و بقولى عزم امور آنچه بالاترين ثواب دارد .
محقق اردبيلى قده پس از ذكر برخى آيات گفته : دلالت دارند بر جواز قصاص در جان و اعضاء و زخم زدن بلكه جواز عوض دادن تا برسد بزدن كتكخورده و دشنام گفتن دشنام شنيده بمانند آنچه شده ، و بيرونست آنچه عوض و قصاص در آن روا نيست ، چون شكستن استخوان و زخم زدن و كتك در جايى كه خوف تجاوز دارد و در قذف و موارد ديگر بجا ماند ، و باز هم دلالت دارد بر جواز بىاذن حاكم و اثبات نزد او بىنياز بگواه و جز آن و دلالت دارند بر عدم جواز تجاوز از اندازه آنچه شده و بر حرمت ستم و تعدى ، و بر حسن گذشت و بىانتقامى و اينكه آن را ثواب عظيم است پايان .
و گويم : سخن بعضى اصحاب اشاره دارد كه عوض دادن روا نيست و عوض دهنده هم بايد تعزير شود چنانچه از راوندى گذشت و شهيد ثانى ره در شرح قول محقق ، بقولى كافر در برابر بدزبانى بلقب پرانى و سرزنش به بيماريها تعزير ندارد مگر ترس پديد شدن فتنه باشد كه امام بهر راهى داند آن را بر اندازد گفته : قول به تعزير نداشتن كافر بر آن امور با اينكه مسلمان بايد تعزير شود بدان مشهور است ميان اصحاب بلكه بسيارى در آن نقل خلاف نكردند و گويا وجهش اينست كه دشنام و هجو از طرفين عوض هم شوند چنانچه از
بحار الأنوار ( ج 71 و 72 ) ( آداب معاشرت ) ( فارسى ) — صفحة 185
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٨٥