تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 71 و 72 ) ( آداب معاشرت ) ( فارسى ) — صفحة 181

مساهمون:

ص١٨١
14 - كافى : بسندش تا امير مؤمنان كه روزى در خطبه منبر كوفه فرمود : ايا مردم اگر بدى غدر نبود من سياستمدارتر مردم بودم آگاه كه هر غدره را گنهكارى در پى است و هر گنهكارى كفر بدنبال است آگاه كه غدر و فجور و خيانت در دوزخند . بيان : . . . مقصود از سياستمدارى در اينجا دنياخواهى است با حيله از راه نامشروع كه مايه رسيدن بخواستهاى دنيا است و بدست آوردن آنها و دنبال رو آن را داهى نامند يا داهيه و لازمه آن پيمان‌شكنى و بيوفائى است . و هر غدرى فزودن شر و رفتن دنبال گناهان و دروغ و انحراف از حق است و فجره زنا را هم گويند و كفر در اينجا بمعنى حق‌پوشى يا ناسپاسى است يا كفر ارتكاب كبائر - تا گويد - در نهج البلاغه كه آن حضرت فرمود : به خدا معاويه از من سياستمدارتر نيست ولى غدر و نابكارى دارد و اگر بدى غدر نبود من سياستمدارتر مردم بودم ولى هر غدرى نابكاريست و هر نابكارى كفر ، و هر غادرى پرچمى باشد كه روز قيامت بدان شناخته شود به خدا من با نيرنگ غافلگير نشوم و با سخنى در تنگنا نيفتم - تا گويد - ابن ميثم گفته : تحقق كفر در اينجا براى اينست غادر آن را حلال شمارد چنانچه از حال عمرو بن عاص و معاويه بر آيد كه حرام ضرورى دين محمد را ( ص ) حلال دانستند و منكر بودند و آن كفر است و بسا مقصود كفران نعمت خداست با نافرمانى او كه معنى لغوى آنست . . . 15 - كافى : بسندش تا رسول خدا ( ص ) كه فرمود : از ما نيست كسى كه با مسلمانى نيرنگ بازد . بيان : يعنى از اهل اسلام نيست بطور مبالغه گفته شده يا از پيروان و شيعه خاص ، نيست و گويا مقصود بسيار مكر كردن است چون اگر از دو طرف باشد سخت‌تر است يا اشاره دارد كه مكر زشت است و گرچه در برابر مكر باشد .

باب هفتاد و سوم در باره چشمك زدن و بدگوئى و ليچار و مسخره و استهزاء :

قرآن مجيد

1 - التوبه ( آيه 79 ) آنان كه ليچار گويند بمؤمنان صدقه بخش و آنان كه جز دسترنج خود را نيابند مسخره كنند خدا آنان را مسخره كند و عذاب دردناكى دارند . 2 - الزمر ( آيه 56 ) اينكه كسى گويد اى افسوس بر تقصير بدرگاه خدا و بر اينكه از مسخره‌كنان بودم . 3 - المؤمن ( آيه 19 ) ميداند اشارت خائنانه چشمها را و آنچه نهان دارند دلها .