مادران خوش باشند ، و آنكه از امت بدر باشد و بر آنان عيب كند و برويشان تيغ كشد .
65 - الدره الباهره : امام چهارم ( ع ) فرمود : عيب مردم كمتر بزبانت گذرد ، و و فرموده هر كه بمردم پرتاب كند آنچه در آنهاست به او پرتاب كنند آنچه در او نيست .
66 - همان : از پيغمبر ( ص ) كه ترك غيبت خوبتر است نزد خدا از ده هزار ركعت نماز نافله ، و فرمود : زبانت را نگهدار كه صدقه آنست ، و فرمود : شش خصلت است كه هر كه يكى را دارد بر عهده خداست كه او را بهشت برد ، مرديكه در دل دارد غيبت مسلمانى نكند و اگر به اين شيوه بميرد بر خداست كه او را بهشت برد - الخبر - و ابن عباس روايت كرده كه عذاب قبر سه بخش است : يك سوم غيبت و يكى هم سخنچينى و بخش سوم هم براى شاش .
67 - نهج البلاغه : امير مؤمنان ( ع ) فرمود : بدگوئى كوشش درمانده است ، و بنقل از رسول خدا ( ص ) فرمود : ايمان بنده استوار نيست تا دلش استوار باشد و دلش استوار نباشد تا زبانش استوار باشد ، هر كدام شما خواهد خدا را آسوده ملاقات كند و پاك باشد از خون مسلمانان و مالشان ، و زبانش سالم باشد از آبروشان انجام دهد .
68 - كنز كراچكى : امام چهارم ( ع ) فرمود : پشت سر برادر مؤمنت مگو جز آنچه خواهى پشت سرت گويد : 69 - عده الداعى : در وحى خداست بداود كه اى داود بر گناهت مانند زن رود مرده گريه كن اگر ببينى آنها كه با زبانشان گوشت مردم را ميخورند و آنها را چون پوست گستردند و كنارهاشان را با گرز آتشين ميكوبند و آنگاه بر آنان مسلط كنند توبيخ كنى را كه گويد اى دوزخيان اين فلانى زباندراز است او را بشناسيد و بسندى از امام ششم ( ع ) كه فرمود : هر كه غيبت شود نزد او برادر مؤمنش و او را يارى كند و از او دفاع كند خدايش در دنيا و آخرت يارى كند و آنكه با قدرت از او دفاع نكند خدايش وانهد و حقير سازد در دنيا و آخرت .
70 - اعلام الدين : عبد المؤمن انصارى گفت نزد امام رضا ( ع ) رفتم و محمد بن عبد الله جعفرى نزدش بود و من به روى او تبسم كردم ، فرمود : دوستش دارى ؟ گفتم آرى تنها بخاطر شما ، فرمود : برادر تو است و مؤمن برادر پدر و مادرى مؤمن است و اگر چه زاده پدر او نيست ، ملعونست كسى كه به برادرش تهمت زند ، ملعونست كسى كه با برادرش دغلى كند ، ملعونست كسى كه او را غيبت كند ، و امام صادق ( ع ) فرمود : بپرهيز از غيبت كه نانخورش سگان دوزخ است .
بحار الأنوار ( ج 71 و 72 ) ( آداب معاشرت ) ( فارسى ) — صفحة 164
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٦٤