كرده بود از مردى آن حضرت آن را خواند و فرمود : اى فلان اگر راست گفتى دشمنت داريم و اگر دروغ است كيفرت دهيم ، و اگر خوب گوئى ( عذرخواهى ) از تو درگذريم گفت بلكه درگذر از من اى امير مؤمنان .
14 - همان : رسول خدا ( ص ) فرمود : بدتر مردم روز قيامت مثلث است ، گفته شد :
يا رسول الله مثلث چيست ؟ فرمود كسى كه پيش امامش از ديگرى سعايت و بدگوئى كند و او را بكشتن دهد و خود و برادر و امامش را بنابودى كشد .
15 - حسين بن سعيد : بسندى تا امام ششم ( ع ) كه خدا تبارك و تعالى به موسى ( ع ) وحى كرد كه يكى از يارانت در باره تو سخنچينى كند از او در حذر باش گفت : پروردگارا او را نمىشناسم او را به من بشناسان فرمود : اى موسى سخنچينى را بر او عيب گرفتم و مرا واميدارى كه سخن چين شوم ، گفت : پروردگارا پس چه كنم ؟ فرمود : يارانت را ده ده از هم جدا كن و قرعه بكش بدان كه افتد در ميان آنها باشد و بر آنها قرعه زن و قرعه به دو افتد و چون مرد ديد قرعه به او افتاد برخاست و گفت يا رسول الله منم مقصود تو و به خدا كه هرگز بدان باز نگردم .
16 - كتاب التبصره و الامامه : بسندى ( بمضمون شماره 14 ) .
17 - كافى : بسندش تا رسول خدا ( ص ) فرمود بشما خبر ندهم از بدان شما ؟ گفتند چرا يا رسول الله فرمود : دوندههاى بسخنچينى و جداكنهاى دوستان و عيبجويان براى پاكان .
بيان : دوندهها بسخنچينى " اشاره است بقول خداى تعالى : ( 10 سوره القلم ) و فرمان مبر هر پر سوگند خوار را 11 عيبجوى و حديث گوى بسعايت را 12 - و از اين پس سختروى سخت دل بىپدر را ( و همين تفسير را از بيضاوى آورده و پس از شرح الفاظ گويد ) ظاهر جمله آخر كسيست كه عيبى ترا شد براى بىعيب ، تا او را از چشم مردم بيندازد و بسا شامل كسى شود كه از عيب نهفت مردم بازرسى كند تا آن را ميان مردم فاش سازد . . .
18 - كافى : بسندش تا امام پنجم ( ع ) فرمود : بهشت حرام شده بر دروغساز دونده بسخنچينى .
بيان : بقول قاموس قتات پىگير ديگرى بنهانى تا بداند چه ميخواهد و در نهايه است كه در حديث است قتات بهشت نرود آن به معناى سخنچين است و بقولى نمام آنكه گفتگوى مردم را بشنود و آن را به ديگران رساند و قتات آنكه دزدانه گوش گيرد و به ديگران
بحار الأنوار ( ج 71 و 72 ) ( آداب معاشرت ) ( فارسى ) — صفحة 167
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٦٧