تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 71 و 72 ) ( آداب معاشرت ) ( فارسى ) — صفحة 145

مساهمون:

ص١٤٥
1 - در باره ظلم و ستم زيرا كسى كه يك قاضى را به ظلم و خيانت و رشوه‌گيرى نام برد غيبت كن و گنهكار باشد و اما كسى كه از قاضى ستم كشيده ميتواند نزد كسى كه نتواند جز بوسيله او به حق خود برسد شكايت از ظلم او كند و پيغمبر ( ص ) فرموده است : صاحب حق را گفتارى بايد ، فرموده ( ص ) : پس انداختن بدهى از طرف توانگر ستم است و فرمود ( ص ) : پس انداختن دارا بدهى خود را آبرو و عقوبتش را حلال كند . ( ) 2 - براى كمك به دگرگونى منكر و جلوگيرى از گناه به شرط قصد درست و اگر نه حرام است . ( ) 3 - براى فتوى گرفتن كه بمفتى گويد : ظلم كردند به من پدرم يا برادرم از چه راهى خلاص شوم ؟ و بهتر اينكه بنام شخص آنها نگويد و بگويد : چه گوئى در باره مرديكه پدرش يا برادرش به او ستم كردند ، و روايت است كه هند به پيغمبر ( ص ) گفت : ابى سفيان مرد بخيلى است به من نميدهد نفقه‌اى كه براى خودم و فرزندم بس باشد آيا بردارم از او و نداند ؟ فرمود ( ص ) به اندازه متعارف ، به اندازه خودت و فرزندت بردار و بخل او را نامبرد و آن حضرت منعش نكرد چون قصد فتوى گرفتن داشت . گويم : احوط اينكه نام نبرد زيرا خبر از سنيانست و مىشود كه منع نكردن براى فسق و نفاق او بوده باشد . ( ) 4 - براى بر حذر داشتن مسلمان از شر و خطر و نصيحت بمشورت خواه اگر فقيه‌نمائى را ديدى كه نااهل است رواست كه مردم را آگاه كنى بنااهلى او و خطر پيروى از او را گوشزد كنى و اگر ديدى كسى با فاسقى عادل‌نما معاشرت دارد و بترسى كه در خلاف شرع افتد رواست كه او را بفسق وى آگاه كنى كه مبادا بدعت و فسق از او به ديگران نفوذ كند و بسا در اينجا شيطان گول زند و حسد را بجاى خيرخواهى مسلمان جا زند و اگر ديدى كسى مملوك معيوبى ندانسته ميخرد رواست كه به او ياد آورى كنى و به اندازه رفع ضرر خريدار بس كن و در آگاهى بعيب زناشوئى آنچه به شركت و مضار به و سفر خلل دارد مگو بلكه در امرى آنچه بدان مربوط است بگو از آن فراتر مرو به شرط اينكه قصد نصيحت دارى نه آبرو ريزى ، و اگر او به مجرد اينكه بگوئى اين ازدواج برايت صلاح نيست آن را ترك مىكند واجب است اكتفاء بدان و اگر بداند نياز دارد كه عيب را فاش كند رواست ، پيغمبر ( ص ) فرمود : آيا نگرانيد از معرفى فاسق تا مردم او را بشناسند هر فسقى دارد بمردم بگوئيد تا از او حذر كنند ، و بفاطمه دختر قيس كه در باره خواستگارهاش با آن حضرت مشورت كرد فرمود : اما معاويه دزديست ندار و اما ابو جهم عصاء را از دوشش وانگذارد ( يعنى پيوسته كتك مىزند )
بحار الأنوار ( ج 71 و 72 ) ( آداب معاشرت ) ( فارسى ) — صفحة 145 | العلامة المجلسي / محمد باقر كمره‌اى