تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 71 و 72 ) ( آداب معاشرت ) ( فارسى ) — صفحة 128

مساهمون:

ص١٢٨
ديگر بوجه ديگر و ميان دو دشمن بگردد و با هر يك سخنى بدلخواه او گويد و كم از آن بدور است كسى كه با دو دشمن جور است و اين خود نفاق است و يكى گفته بر خورد به دو كس با دو زبان نفاق است و آن را نشانه‌هاى بسيار است كه يكى همين است اگر گوئى ، چگونه كسى دو زبان مىشود و چه حقيقتى دارد ؟ گويم : چون با دو شخص دشمن هم معاشرت كند بخوشى و با هر دو راستى كند نه منافق است و نه دو زبان زيرا ميتواند با هر دو دوست باشد گرچه اين دوستى سست است و به حد برادرى نيست زيرا دوستى كامل با دشمنى دشمنان دوست ملازمست آرى اگر سخن يكى را به ديگرى رساند دو زبانست و اين بدتر از سخن چينى است زيرا سخن چين سخن يكى را به ديگرى رساند و او اگر سخن هر دو را بهر دو رساند بدتر از او است و اگر سخنى نرساند ولى كار هر كدام را در دشمنى با ديگرى ستايش كند و چون نزد او بدر آيد نكوهشش كند بلكه بايد به كلى در اين باره خاموش ماند يا از آنكه بر حق است ستايش كند در هر حال . بيكى از صحابه گفتند : ما نزد فرماندهان خود سخنى گوئيم و چون از نزد او بدر آئيم سخن ديگر گوئيم گفت ما در عهد رسول خدا ( ص ) آن را نفاق بشمار مىآورديم و اگر از رفتن نزد امير و ستايش او بىنياز باشد نفاق باشد و اگر از رفتن نزد او بىنياز است ولى چون نزد او رود بايد به او ستايش كند باز هم نفاق است چون خود را وادار كرده بدان و اگر از رفتن نزد او بىنياز است با قناعت و ترك مال و جاه ولى بخاطر جاه و مال و ثروت نزد او رود باز منافق است و همين است گفته آن حضرت كه دوستى مال و جاه نفاق را در دل رويانند چنانچه آب سبزى را تا گويد : شهيد ثانى ره گفته : دو زبانى و دوروئى گناه كبيره است چون بطور خصوصى تهدير به عذاب دارند و چنانچه گذشت آن را شرح كرده و در صورت ضرورت و تقيه جائز است و اما بىآنها از نشانه‌هاى نفاق است و بدترين اخلاق به دو نكوهيده است . 13 - كافى : بسندش تا امام باقر ( ع ) كه چه بد است بنده‌اى كه دورو و دو زبانست برادرش را در حضور او مدح كند و پشت سر او بد گويد ، اگر به او عطائى دهند حسدش برد و اگر گرفتار شود او را وانهد . بيان : ( شرح لفظ و بيان اعراب ) 14 - كافى : بسندش كه برآورده تا گفته : خدا تبارك و تعالى بعيسى فرمود : اى عيسى در نهان و عيان يك زبان باش و يك دل من تو را از خودت بر حذر ميدارم و بس است كه من آگاه باشم ، دو زبان در يك دهان نشايد ، و نه دو شمشير در يكجلد و نه دو دل در يك