نفسانى و شبهه شيطانى و چون بنده بكمك خداى سبحان بعالم ملكوت رو كند و دل را به طاعت و رياضت صفا دهد و پاك كند از خار شك و شبهه و پليدى شهوترانى دوستى خدا بر او مسلط شود و او را از دوستى ديگرى جلو گيرد ، و همه نيروها و مشاعر و همه ابزار تن فرمانبر و منقاد حق گردند ، و هيچ كار ناپسند حق را انجام ندهد ، و چون شقاوت بر او زور آورد و در پرتگاه طبيعت افتد شيطان بر دلش مسلط شود و آن را قرارگاه خود سازد ، و فرشتهها از آن نفرت كنند و شياطينش فرا گيرند و همه كارش براى دنيا باشد ، و خواستش همه براى هوس و هوا ، مدعى است كه خدا را پرستد و او را فراموش كرده و خود و شيطان را پرستد .
و روشن شد كه حب خدا و حب دنيا با هم نشوند و پيروى خدا و دنبال رفتن هوى و هوس در يك دل نگنجند ، و آدمى را دو دل نيست كه با يكى خداى تعالى را پرستد و با آن كار خدائى كند و با ديگرى دنيا خواه و شهوت پرست باشد و در كارهاش قصد او كند چنانچه خدا سبحانه فرموده ( 4 - سوره الاحزاب ) خدا براى كسى در درونش دو دل ننهاده " و خدا براى آن مثل آورده به زبان و شمشير و چنانچه در يك دهان دو زبان نيست و نه در يك جلد دو شمشير در يك سينه هم دو دل نباشد و بسا كه ذكر زيان براى ذم دو زبان شد .
و اما اينكه فرموده و چنين است ذهنها فرق ميان آن و دل دشوار است و مىشود كه دل براى دوستى و عزم باشد و ذهن براى اعتقاد و جزم ، يعنى در دل حب خدا و حب مخالفش جمع نشوند چون حب دنيا و جز آن و همچنان جمع نشوند جزم بوجود خدا و صفات پاكش و عقائد حق ديگر با آنچه مخالف آنها است از عقائد باطل و شك و شبهه در يك ذهن چنانچه در پيش بدان اشاره كرديم .
و بقولى يعنى چنانچه ظاهر اجسام نشايد دو مانندشان در يك جا همراه شوند ( اجتماع مثلين محال است ) همچنان باطن آدمى كه ذهن و حقيقت او است نتواند در خود دو گفته مختلف جا دهد يا دو عقيده ضد را بپذيرد .
و بقولى ذهن بمعنى هوش است و بسا كه مقصود از آن در اينجا انديشه در مطالب حق و سودمند و مقدمات آنها و راه رسيدن به آنها است و خلاصه او را فرموده تا زبانش و دلش و فكرش و هدفش يكى باشد ، و چون سبب تعدد و اختلاف دو چيز است يكى وسوسه نفس و ديگرى غفلت از عقوبت بدنبال آن حذر از خودش را ياد كرده . . .
بحار الأنوار ( ج 71 و 72 ) ( آداب معاشرت ) ( فارسى ) — صفحة 130
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٣٠