بند آن باشد خدا ميان او و بهشت هفتاد بار وزند كه هر دو بار و هزار سال فاصله باشد .
محاسن : مانندش را آورده .
2 - اختصاص : امام صادق ( ع ) فرمود : هر كه نزد برادر مؤمنش يا مسلمانى براى نيازى برود و او در بر او بندد پيوسته در بند در لعنت خداست تا مرگش رسد .
گويم : در اين معنا اخبارى در باب ايمان و كفر گذشته .
كافى : بسندش ( مضمون حديث شماره يكم را آورده و بسند ديگر با اندك تغييرى مانندش را آورده ) .
بيان : ميان او و مؤمن حجاب باشد ، يعنى مانعى از ديدار او يا با بستن در يا دربانى كه جلو او را بگيرد ( و بعد از نقل مورد كار بردن لفظ ضرب از راغب گويد : ) هزار سال يعنى سال دنيا و بسا سال آخرت باشد و ظاهر قصد اين شماره است بطور حقيقت ، و بسا كه مجاز و مبالغه در دورى از رحمت و بهشت باشد و بهر تقدير بسا در صورتى باشد كه هر كسى را ساعاتيست در شبانه روز كه بايد باصلاح كارهاى خود پردازد از معاش و معاد خصوص علماء كه ناچارند از مطالعه و فكر در مسائل دين و جمع و تاليف و تنقيح آنها و جمع اخبار و شرح و تصحيح آنها و امور ديگرى كه بايد بدان تدبر كنند و از مردم كناره گيرند و در جايى تنها باشند و كسى با آنها نباشد و دليل در مدح گوشهگيرى و معاشرت هر دو آمده و با هم معارضند ، و بسا گفته شد مقصود بهشت خاصى است كه كسى كه بر مؤمن در نبندد در آن در آيد .
4 - كافى : بسندش از محمد بن سنان كه نزد امام رضا ( ع ) بودم و به من فرمود : اى محمد راستى در زمان بنى اسرائيل چهار مؤمن بودند و سه آنها به خانه يكيشان رفتند و براى مناظرهاى ، و در را زدند و غلام رفت و گفتش كه آقايت كجاست و جوابش داد كه در خانه نيست و آن مرد برگشت و غلام نزد آقا آمد و او از وى پرسيد چه كسى در زد ؟ گفت فلانى بود و گفتم در خانه نيستى و دم بست و اعتناء نكرد او را سرزنش نكرد و هيچ يك از برگشت او غمناك نشدند و بگفتگوى خود پرداختند .
و فردا صبح آن مرد آنها را يافت كه بيرون آمده و قصد مزرعه يكى از خود را داشتند بر آنها سلام كرد و گفت بهمراه شما باشم ؟ گفتند آرى و از او پوزش نخواستند ، آن مرد نيازمند و ضعيف الحال بود ، در ميان راه بناگاه يك ابرى بر آنها سايه انداخت و گمان كردند باران دارد و شتاب كردند و چون ابر بالاى سرشان رسيد از درونش جارى شنيده شد كه اى آتش آنها را بگير من جبرئيل فرستاده خدايم و بناگاه آن آتش سه نفر آنها را ربود و
بحار الأنوار ( ج 71 و 72 ) ( آداب معاشرت ) ( فارسى ) — صفحة 120
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٢٠