آن مرد بهراس افتاد و در شگفت از آنچه به آن مردم رسيد و سببش را ندانست و به شهر برگشت و بيوشع بن نون برخورد به او گزارش آنچه ديده و شنيده بود داد ، و آن حضرت فرمودند اينكه به آنها خشم كرد پس از آنكه ازشان راضى بود براى آنچه كردند گفت : با من چه كردند ؟ و يوشع با او گفت آن مرد گفت : من آنها را حلال كردم و از آنها گذشتم و آن حضرت فرمود : كاش پيش از اين حادثه بود كه سودى براشان داشت ولى اكنون ندارد و بسا كه بعد از اين سوديشان رساند .
بيان : ( پس از شرح الفاظ گويد : ) از او پوزش نخواستند اشعار دارد كه آن مرد دانسته كه در خانه بودند و به او اذن ورود ندادند ولى آخر خبر خلاف آن را مىرساند و دلالت دارد كه اگر براى كسى چنين پيشامدى شد بايد زود عذرخواهى كند و بار رضايت طرف گناه ساقط شود .
اما اكنون سودى ندارد " كه به دنيا برگردند و بسا كه سودى به آنها دهد يعنى در برزخ يا قيامت .
5 - كافى : بسندش تا ابى حمزه كه به امام باقر ( ع ) گفتم : قربانت چه گوئى در باره مسلمانى كه به ديدن مسلمانى رود و او در خانه باشد و اجازه ورود به وى ندهد و بسوى او بيرون نشود ؟ فرمود : اى ابو حمزه اگر براى ديدن باشد و يا براى حاجت و صاحب خانه چنين رفتارى كند پيوسته در لعنت خدا باشد تا بهم بر خورند ، گفتم :
قربانت در لعن خدا تا بهم برخورند ؟ فرمود : آرى اى ابى حمزه .
بيان : ( پس از اعراب جملهها گويد : ) بسا كه مقصود از برخورد عذرخواهى باشد يا ديدار و عذرخواهى هر دو و شايد مقصود در صورت قصد خوار كردن زائر باشد .
باب شصت و دوم در باره تهمت و بهتان و بدگمانى به برادران و نكوهش دهن نگرى از مردمان
قرآن مجيد
1 - النساء ( آيه 112 ) هر كس خطا يا گناه كند و بيگناهى را بدان وابندد البته بار بهتان و گناهى روشن بدوش كشد .
2 - اسرى ( آيه 36 ) بدنبال چيزى كه ندانى مرو راستى گوش و چشم و دل هر كدام از آنها بازپرسى شوند .
3 - النور : آيه 12 - اگر نبود كه چونش شنيديد مرد و زن با ايمان به خود گمان خوبى