آن نياز به بسط و تفصيلى دارد كه با اين پاورقى مناسب نيستند ، و اندك گفتارى در اين باره در باب صله رحم ( يعنى صله رحم كافى ) گذشت ، و احتياط در همه اينها اقربست بنجات .
107 - كافى : بسندى تا امير مؤمنان كه خطبهاش گفت : پناه به خدا از گناهانى كه زود نابود ميكنند ، و عبد الله بن كواء يشكرى بپاخاست و گفت : يا امير المؤمنين آيا گناهانى باشند كه زود نابود كنند ؟ فرمود : آرى ، واى بر تو ، قطع رحم راستى كه خانواده گرد هم آيند و مواسات كنند با اينكه بدكردارند و خدا عز و جل بدانها روزى دهد ، و خانوادهاى تفرقه شوند و از هم ببرند و خدا آنها را محروم سازد با اينكه پرهيزكارند .
بيان : ابن كواء از سران خوارج ملعون خدا بودند و يشكر سر دو قبيله بوده كه اين ملعون از يكيشان بوده .
" خدا آنها را محروم سازد " يعنى از وسعت رزق و طول عمر و گر چه در جز آن از متقيانند و تنافى آن نباشد قول خداى تعالى ( 3 - الطلاق ) و هر كه بترسد از خدا گشايشى به او دهد و روزيش دهد از آنجا كه گمان نبرد " .
108 - كافى : بسندش تا امير مؤمنين ( ع ) كه فرمود : چون قطع شوند ارحام اموال به دست اشرار افتند .
بيان : اين مطلب بتجربه رسيده ، يك سببش اينكه خويشان با هم ستيزه كنند و نزد ظلمه و حاكمان جور بمرافعه افتند و مال خود را براى رشوه به آنها دهند .
و نيز چون ستيزه كنند و هميار نباشند اشرار بر آنها مسلط شوند و مالها را از دستشان بدر آورند .
109 - كافى : بسندش تا امام صادق ( ع ) فرمود : كافر باشد به خدا كسى كه بيزارى جويد از نسبى گر چه دقيق باشد .
بيان : و اگر چه دقيق باشد يعنى رو باشد و يا اينكه پست باشد ، يا مقصود اينست كه بيزارى به اشاره باشد نه صريح و گويا و اين دور از فهم است ، و بقولى يعنى اگر ثبوتش دقيق باشد و آن دور تر است .
و كفر در اينجا بدان معنى است كه بر مرتكبان گناه كبيره به كار برند ، و بسا مقصود منكر اصل نسب باشد كه قاطع رحم با آن عقيده مستحل و كافر است ، يا مقصود ناسپاس به نعمت است زيرا قطع نسب ناسپاسى بنعمت صله است ، يا مقصود اينست كه مانند كفر است زيرا در جاهليت چنان ميكردند ، و در اينجا فرقى ميان فرزند و پدر و ديگران از ارحام نباشد .
110 - كافى : بسندى تا امام باقر و صادق عليهما السلام كه فرمودند : كفر بخداى بزرگ
بحار الأنوار ( ج 71 و 72 ) ( آداب معاشرت ) ( فارسى ) — صفحة 86
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٨٦