بيان : بنقل از قاموس و بال سختى و گرانى است و بد سرانجامى تا گويد : قسم دروغ را مبارزه با خدا شمرده و افزوده كه : من ميگويم : چون در حضور خدا بدروغ قسم خورد گويا آشكارا با خدا دشمنى كرده و درافتاده ، و با اين وصف قسم دروغ بنادانى و خطا را شامل نشود ، تا گويد : معنى ثروتمند شدن اينست كه شمارهشان و يا مالشان بسيار شود .
و بعد از نقل تفسير لفظ بلقع از نهايه گويد : ظاهر اينست كه معنى آن اين باشد كه خانههاشان از آنها تهى شود بسبب مردن و قطع نسل يا جلاء وطن و پراكندگى ، و مقصود خانمان خود قطع رحم كننده است نه شهر و آبادى آنها به سبب سرايت شوميشان چنانچه گمان شده .
( و در باره نقل رحم پس از بيان اعراب كلام گويد ) شايد مقصود از نقل رحم اينست كه وصلت بدل بفرقت شود و هميارى و دوستى بدورى و دشمنى كه اينها مايه كوتاهى عمر و قطع نسل باشند كه بدان تاكيد كرده است .
و ميگويم : در كتاب ايمان و نذور راجع به قسم دروغ بيايد از قول امام باقر ( ع ) كه در كتاب على ( ع ) است راستى كه قسم دروغ و قطع رحم خانمانها را تهى سازند از اهلشان و رحم را بفساد كشند ، يعنى نسل براندازند اينجا در بسيارى از نسخهها نغل با غين نقطهدار است و آن بمعنى گنديدن و گسيختن پوست است در دباغى بنقل از نهايه و بىتناسب نيست .
105 - كافى : بسندش تا عنبسه عابد كه مردى نزد امام صادق ( ع ) آمد و از خويشانش شكايت كرد و در پاسخش فرمود : خشمشان را فرو خور و تو كار خود را بكن ، گفت : ميكنند و ميكنند ، فرمود : ميخواهى تو هم مانند آنها باشى ؟ و خدا بشماها نظر نكند .
بيان : تو كار خود را بكن ، يعنى پيوسته خشم خود را فروكش و گر چه آنها ببد كردن اصرار دارند ، يا تو هر چه توانى به آنها نيكى كن . . . آنها ميكنند يعنى زيان و بدى ميرسانند .
و خدا بشما همه نظر نكند ، يعنى رحمت خود را از همه شماها ببرد در دنيا و در ديگر سرا ، و اگر تو صله كنى يا آنها برميگردند و همه مشمول رحمت شويد و تو سزاوارتر و بهرهمند ترى ، و يا برنگردند و رحمت ويژه تو باشد و انتقامى به از آن نباشد .
106 - كافى : بسندش تا رسول خدا ( ص ) : قطع رحمت نكن و گر چه او با تو قطع رحم كند .
بيان : ظاهرش حرمت قطع است و گر چه آنها قطع كنند ، و منافى ظاهر قول خداى تعالى است ( البقره : 194 ) تجاوز كنيد به دو بمانند آنچه بشما تجاوز كرده " و مىشود آيه را به اين اخبار تخصيص داد و اصحاب ما رض در اين مسائل تحقيقى ندارند با اينكه بسيار مورد حاجت است ، و وارسى
بحار الأنوار ( ج 71 و 72 ) ( آداب معاشرت ) ( فارسى ) — صفحة 85
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٨٥