ديداركننده خود را .
توضيح : در يك سوى شهر " درون شهر باشد يا برون از آن ، و اين كنايه است از دورى مسافت . . .
6 - كافى : بسندش تا رسول خدا ( ص ) ، فرمود : هر كه ديدن كند برادرش را در خانه او خدا عز و جل فرمايد : تو مهمان و ديدار كن من باشى و پذيرائى از تو بر عهده من است و من بهشت را بر تو بايست كردم براى دوست داشتن تو آن صاحب خانه را .
بيان : ( شرح لفظ است ) .
7 - كافى : بسندش تا ابى عزه كه شنيدم امام ششم ( ع ) ميفرمود : هر كه از برادرش ديدن كند در بيمارى او يا تندرستى او و به قصد فريب و عوض خواهى از او نباشد خدا هفتاد هزار فرشته به دو گمارد كه از پشت سر او ندا كنند : پاك شدى و بهشت برايت روا شد شما ديداركنندههاى خدا باشيد ، شما مهمانان وارد بر خدا باشيد تا به خانه خود برگردد ، پس يسير به به آن حضرت گفت : قربانت و گر چه جاى دورى باشد ؟ فرمود : آرى اى يسير و گر چه يك سال راه باشد زيرا خدا بخشنده است و فرشتهها بسيار و او را بدرقه كنند تا بخانهاش برگردد .
روشنگرى : به قصد فريب " كه او را دوست ندارد و خواهد فريبش دهد " و عوض خواهى " يعنى پاداش دنيوى و گر چه با زايد باشد يا چيز ديگر ، يا مقصود اينست كه در دل نداشته بجاى او دوست ديگرى گيرد ، و اين معنى بخاطر من رسيد و گر چه بيشتر همان اولى را گفتند ( يا اينكه استبذال باشد بذال نقطهدار يعنى بطلب بخشش و جائزه نباشد ، اين بخاطر من رسيد ، از پاورقى ص 346 ) . . .
و اينكه از پشت سرش ، اشاره دارد باينكه او را بزرگ شمارند و بر او پيش نگيرند و همدوش نشوند ، وفد بقول نهايه كسانى را گويند كه در خانه امراء روند براى ديدن يا مهمانى و يا ماوى گرفتن و جز آن .
و اگر چه جاى دورى باشد " گويا پرسنده دور شمرده كه از جاى دور او را بدرقه كنند و ندا دهند و حضرت جواب او را داده چه نظر به بدرقه و يا نداء ) و يسير كه اين پرسش را كرده گويا همان دهان باشد كه گاهى از او به بشر تعبير شود .
8 - كافى : بسندش تا امام ششم ( ع ) فرمود : هر كه ديدن كند از برادر دينى خود براى خدا روز قيامت بيايد خرامان در ميان جامههاى قبطىگون از نور و نگذرد به چيزى جز كه بر آن پرتو افكند تا بايستد برابر خدا عز و جل و خدا عز و جل به او ميفرمايد : مرحبا ( خوشامدى ) و چون خدا به او مرحبا گويد عطاى فراوان به او دهد .
بحار الأنوار ( ج 71 و 72 ) ( آداب معاشرت ) ( فارسى ) — صفحة 223
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٢٣