تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 71 و 72 ) ( آداب معاشرت ) ( فارسى ) — صفحة 204

مساهمون:

ص٢٠٤
من گويم : آن را در كتاب عده الداعى از حسن بن يقطين از قول پدرش از جدش روايت كرده و نام امام صادق ( ع ) را بجاى امام كاظم ( ع ) برده و آنچه در اينجا است روشنتر است . 70 - اختصاص : امام كاظم ( ع ) فرمود بعلى بن يقطين : هر كه مؤمنى را شاد كرده در آغاز خدا را شاد كرده و دوم بار پيغمبر را ( ص ) و سوم بار ما را ، و فرمود : خدا را يك حسنه باشد كه براى سه تا ذخيره‌اش كرده : امام عادل و مؤمنى كه برادر مؤمن خود را در مالش حاكم و صاحب اختيار كند ، و كسى كه در حاجت برادر مؤمنش كوشا باشد . و به همين سند تا امير مؤمنان ( ع ) كه به كميل بن زياد فرمود : اى كميل بفرما باهل خود كه بكوشند در تحصيل اخلاق خوب و سحرخيز باشند براى حاجت كسى كه خود در خوابست ، بدان كه جانم بدست اوست كسى دل مؤمنى را شاد نكند جز كه خدا از آن شادى لطفى آفريند و چون پيشامد بدى به دو فرود آيد هر چه زودتر بمانند سيل در سرازيرى به دو شتابد تا آن را از وى براند چنانچه شتر غريب را برانند . 71 - كشف الغمه : بسندش تا امام چهارم ( ع ) كه فرمود : مؤمنى نباشد كه مردمى را شاد كند جز كه خدا از آن شادى فرشته‌اى آفريند كه خدا را پرستد و بزرگوار و يگانه شمارد ، و چون آن مؤمن در گورش افتد آن شادى كه ارزانى داشته بر او وارد شود و گويد : مرا نمىشناسى گويد : تو كيستى ؟ گويد : من آن شاديم كه بفلانى ارزانى داشتى امروزه همدم هراس تنهائى تو هستم ، و دليل تو را بدهانت گذارم ، و بگفته حق تو را وادارم ، در همه مشاهد قيامت با تو باشم ، و نزد پروردگارت از تو شفاعت كنم ، و مقامت را در بهشت به تو بنمايم . 72 - از كتاب قضاء الحقوق : از ابن مهران كه گفت : نزد آقايم حسين بن على ( ع ) نشسته بودم ، مردى پيش او آمد و گفت : يا ابن رسول الله فلانى را بر من وامى است و ميخواهد مرا به زندان اندازد آن حضرت فرمود : به خدا كه من پولى ندارم كه آن را از طرف تو بپردازم گفت : پس در باره من با او سخنى بگو فرمود : من با او آشنا نيستم ولى شنيدم از پدرم امير مؤمنان ( ع ) كه رسول خدا ( ص ) فرموده : هر كه در باره حاجت برادر مؤمنش بكوشد چنانست كه خدا را نه هزار سال عبادت كرده كه همه را روزه‌دار بوده و شب زنده‌دار . و بسندش از امام صادق ( ع ) كه خدا برگزيده از خلق خود مردمى را براى انجام حوائج شيعه تا در برابر ثواب بهشت به آنها دهد ، و از آن حضرت ( ع ) مؤمنى نباشد كه در باره حاجت برادر مؤمنش در كار باشد و خير او را در آن بخواهد جز كه خدا بهر گامش حسنه‌اى نويسد ، و گناهى از او محو كند ، حاجت برآيد يا نه ، و اگر خيرخواه او نباشد به خدا و رسولش خيانت كرده و پيغمبر در روز قيامت خصم او باشد .