تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 71 و 72 ) ( آداب معاشرت ) ( فارسى ) — صفحة 200

مساهمون:

ص٢٠٠
ارجمندش از حاملان عرش و طواف كنان به حضرت او ، و به آنها گويد آيا نگاه نكنيد به اين بنده متواضع در برابر جلال عظمتم ؟ كه خود را با برادر مؤمنش و فقيرش برابر كرده و با او خوشروئى كرده و هر چه بيشتر به او نكوئى كند بيشتر به او تواضع كند ، شما را گواه گيرم كه بايست كردم برايش بهشتهايم را ، و از رحمت و رضوانم آنچه را كه آرزوهاى آرزوكننده از آن كوتاه باشد و آن را فرانگيرد ، و به او روزى كنم همدمى با محمد سيد همه بشر را و على مرتضى را و عترت برگزيده او را كه چراغهاى شب تارند ، و به او بركت دهم در بهشتهاى خود كه نزد او محبوبتر است از نعمت بهشتها و گر چه هزار هزار برابر باشد بپاداش تواضع او براى برادر مؤمنش . 63 - همان در تفسير آيه ( 101 سوره البقره ) و برپا داريد نماز را و بدهيد زكات را و آنچه پيشداريد براى خود از نيكى دريابيد آن را نزد خدا راستى كه خدا بدان چه كنيد بيناست " امام فرمود : بر پا داريد نماز را با وضوى كاملش و با همه تكبيرها و قيامها و قرائتها و ركوعها و سجودها و حدودش و بدهيد زكات را به مستحق و ندهيدش بكافر و منافق رسول خدا ( ص ) فرمود آنكه صدقه دهد بر دشمنان ما چون دزد در حرم خداست " و آنچه پيشداريد براى خود از نيكى " مالى باشد كه در طاعت خدا مصرف كنيد و اگر نباشد از جاه خود مايه گذاريد براى برادران خود ، سودها را بسوى آنها بكشانيد ، و زيانها را از آنها برانيد " دريابيد آن را نزد خدا " سودتان دهد خدا بجاه محمد و خاندان پاكش در روز قيامت و گناهان شما را بدان بر دارد و حسنات شما را دو چندان كند بدان و درجات شما را بدان بالا برد " كه خدا بدان چه كنيد بينا است " داناست و درون و برون كارى بر او پوشيده نيست ، و به اندازه اعتقاد و نيت بشما پاداش دهد نه چون پادشاهان دنيا است كه بر بعضى از آنها اشتباه شود ، و كار يكى را به ديگرى بندند و جنايتى بدان كه مرتكب نشده بندند و كيفر و پاداش براى نادانى او بر جز مستحقش داده شود . رسول خدا ( ص ) فرمود : بندگان خدا فرمانبريد خدا را در انجام نمازهاى واجب و زكاتهاى واجب و از آن پس تقرب جوئيد به خدا باطاعتهاى مستحب كه خدا عز و جل بدانها پاداش بزرگ دهد ، بدان كه مرا براستى فرستاده به پيغمبرى يك بنده خدا باشد كه روز قيامت در موقفى ايستد كه شراره دوزخ بزرگتر از همه كوههاى دنيا بر او تازد تا فاصله‌اى در ميان نماند در اين ميان چنانى كه سرگردانست بناگاه از هوا پرواز كند يك گرده نان يا سكه‌اى نقره كه با آن برادر مؤمنش را همراهى و مهمانى كرده و گردش فرود آيد و چون بزرگترين كوهى بر او بچرخد و آن شراره را از او بگرداند و از سوزش و دودش چيزى به او نرسد تا در بهشت درآيد .
بحار الأنوار ( ج 71 و 72 ) ( آداب معاشرت ) ( فارسى ) — صفحة 200 | العلامة المجلسي / محمد باقر كمره‌اى