تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 71 و 72 ) ( آداب معاشرت ) ( فارسى ) — صفحة 194

مساهمون:

ص١٩٤
اين مثل است براى بيان استحقاق شديد تحفه دهنده . " بر اهل دنيا " يعنى تا در دنيا باشند . . . 37 - كافى : بسندش تا امام باقر ( ع ) فرمود : واجبست بر مؤمن كه تا هفتاد گناه كبيره مؤمن را بپوشاند و فاش نكند . بيان : اختصاص به هفتاد براى اينست كه اگر از آن بگذرد غالبا متجاهر بفسق باشد و احترامى ندارد ، و بسا تفسير شود بمطلق كثرت نه بدين شماره خاص چنانچه در تفسير ( 80 سوره برائه ) و اگر براى آنها هفتاد بار آمرزشخواهى " گفتند و تخصيص جز به همان گناهانى كه نسبت به خود آن مؤمن كند چون آزار و دشنام و مانند آنها دور از ظاهر است ، و مضمون آن به وجوب نهى از منكر هم منافات ندارد چنانچه گذشت ، و تفسير آن باينكه در صورتيست كه پس از هر گناه كبيره توبه كند تا هميشه گناه مستور يكى باشد درست نيست مگر آنكه تفسير به مطلق كثرت شود . 38 - كافى : بسندش تا اسحاق بن عمار كه امام ششم ( ع ) به من فرمود : اى اسحاق تا توانى بدوستانم نيكى كن كه مؤمنى بمؤمنى نيكى نكند و به او كمك نرساند جز كه در چهره ابليس خراشى افتد و در دلش زخمى پديد شود . بيان : زخم دل كنايه از غم سنگين و پايدار است . 39 - امالى طوسى : بسندش تا گويد سدير صيرفى بحضور امام ششم ( ع ) رسيد و آن حضرت به او گفت : اى سدير بسيار نشود دارائى كسى جز كه حجت خدا بر او گرانتر گردد و اگر بتوانيد آن را از خود دور كنيد بكنيد ، گفت : يا ابن رسول الله بچه وسيله ؟ فرمود : با انجام حوائج برادرتان با اموالتان الخبر . 40 - همان : بسندش تا رسول خدا ( ص ) كه فرمود : هر كه از برادر خود حاجتى برآورد ، چون كسى است كه روزگارى خدا را عبادت كرده گويم اين خبر بتمامى در باب دعاء بر مؤمن خواهد آمد . 41 - همان : بسندش تا امام ششم ( ع ) كه فرمود : هر كه دينش را بزرگ دارد برادرانش را هم بزرگ دارد ، و هر كه دينش را سبك گيرد برادرانش را هم سبك شمارد ، اى محمد با مال و طعام خود كسى را برگزين كه او را براى خدا عز و جل دوستدارى . 42 - همان : بسندش تا امام ششم ( ع ) فرمود : هر كه وسيله برادرش شود به ميانجىگرى در دفع زيانى يا جلب نفعى خداوند او را پايدار سازد در روزى كه پاها در آن لغزانند . 43 - همان : بسندش تا رسول خدا ( ص ) كه خدا تبارك و تعالى به داود ( ع ) وحى كرد اى
بحار الأنوار ( ج 71 و 72 ) ( آداب معاشرت ) ( فارسى ) — صفحة 194 | العلامة المجلسي / محمد باقر كمره‌اى