تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 71 و 72 ) ( آداب معاشرت ) ( فارسى ) — صفحة 187

مساهمون:

ص١٨٧
جاى آن خواهند جاى گيرند چنانچه خدا از آنها گزارش داده كه ( 74 سوره الزمر ) سپاس از آن خداست كه بهشت را بما ارث داد تا جا گيريم در آن بهشت هر جا كه بخواهيم و چه خوبست مزد كاركنان ( خدا ) . و آنان را در آن حاكم سازد " يعنى بر فرشته‌ها و حور و غلمان بهر چه خواهند فرمان دهند ، يا هر كه را خواهند شفاعت كنند و به بهشت درآورند ( از اين پس شرح لغت است كه بدان نيازى نيست مترجم ) . 17 - كافى : بسندش تا رسول خدا ( ص ) كه فرمود : محبوبترين عمل نزد خدا شاد كردن مؤمن است . 18 - كافى : بسندش تا امام ششم ( ع ) فرمود : خدا عز و جل وحى كرد بداود ( ع ) كه يكى از بنده‌هايم حسنه‌اى آورد كه بدان بهشتم را برايش مباح كنم ، و داود گفت : پروردگارا آن حسنه چه باشد ؟ فرمود : براى بنده مؤمنم شادى آورد و لو با يك دانه خرما ، داود گفت : پروردگارا بايد هر كه ترا شناخت اميدش را از تو نبرد . بيان : بسا كه شادى آوردن نمونه باشد براى هر كردار خوب مقبول چنانچه وارد است هر كه خدا از او يك عمل را قبول كند او را عذاب نكند . 19 - بسندش تا امام ششم كه فرمود : هر كدام شما مؤمنى را شاد كند در دل نگيرد كه تنها او را شاد كرده بلكه به خدا كه ما را هم شاد كرده بلكه به خدا كه رسول خدا ( ص ) را هم شاد كرده . 20 - كافى : بسندش تا امام باقر ( ع ) كه ميفرمود : دوستتر اعمال نزد خدا عز و جل شاد كردن مؤمن است بيك سير كردن مسلمانى يا پرداخت وام او . بيان : مقصود از مسلمان در اينجا همان مؤمن است و اشعار دارد باينكه ايمان نمائى كافى است براى آن و اين دو تا نمونه‌اند . 21 - كافى : بسندش تا امام ششم ( ع ) كه فرمود : در حديثى طولانى چون خدا بندهء مؤمنش را از گور برانگيزد با او نمونه‌اى بدر آيد كه جلو او باشد و هر جا مؤمن هراسى از هراسهاى عرصه قيامت را بيند آن نمونه به او گويد : نترس ، غم مخور ، مژده گير بشادى و احترام از خدا عز و جل تا بايستد آن مؤمن در پيشگاه خدا عز و جل و حساب آسانى از او بكند و فرمان بهشت به او بدهد و آن نمونه در جلو او باشد و مؤمن به او گويد : رحمت خدا بر تو چه خوب چيزى كه با من از گورم بدر آمدى و پيوسته به من مژده شادى و احترام از خدادادى تا آن را ديدم