تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 71 و 72 ) ( آداب معاشرت ) ( فارسى ) — صفحة 150

مساهمون:

ص١٥٠
المقدس و حرمت مؤمن . و بسندش از عبد المؤمن انصارى كه گفت : نزد امام كاظم ( ع ) رفتم و محمد بن عبد الله بن محمد جعفى نزد آن حضرت بود و من بوى لبخند زدم ، حضرتش فرمود : دوستش دارى ؟ گفتم : آرى و دوستش ندارم جز بخاطر شما ، فرمود : او برادر مؤمن تو است ، برادر مادرى و پدرى ، ملعونست كسى كه با برادرش دغلى كند ، ملعون است كسى كه خيرخواه برادرش نباشد ، ملعونست آنكه در به روى برادرش ببندد ، و ملعونست آنكه غيبت كند برادر خود را . و بسندش كه پرسش شد امام رضا ( ع ) از حق مؤمن بر مؤمن ؟ فرمود : از حق مؤمن بر مؤمن است كه از دل دوستش بدارد ، و با مالش با او همراهى كند ، و يار او باشد در برابر ستمكارش و اگر غنيمتى به مسلمانان رسد و او غائب باشد سهمش را بستاند ، و چون بميرد سر گورش برود ، و ستمش نكند و با او دغلى نكند و به او خيانت نكند ، و او را وانگذارد و غيبتش نكند ، و دروغگويش نشمارد و به او اف نگويد ، و اگر گفت دوستى آنها از هم ببرد و اگر به او گفت تو دشمن منى يك دگر را كافر شمردند ، و اگر به او تهمت زد ايمان در دلش آب شود و نابود گردد چنانچه نمك در آب نابود گردد و هر كه مؤمنى را خوراك دهد بهتر است از آزاد كردن يك بنده ، و هر كه مؤمن تشنه‌اى را سيراب كند خدايش از شراب سر به مهر بهشت سيراب كند ، و هر كه مؤمن برهنه‌اى بپوشاند خدايش از سندش و ديباى بهشت بپوشاند و هر كه بمؤمن وامى دهد براى خدا عز و جل بجاى صدقه محسوب است تا آن را بوى بپردازد و هر كه گره از كار مؤمنى در دنيا بگشايد خدا گره گرفتارى آخرتش بگشايد . هر كه از مؤمن حاجتى برآورد بهتر است از اينكه روزه دارد و در مسجد الحرام معتكف شود ، و همانا كه مؤمن چون ساق تن جامعه است ( كه جامعه بوجود او استوار است مترجم ) و راستى كه امام باقر ( ع ) فرمود : او در روى كعبه ، سپاس خدا را كه تو را ارجمند و شريف و بزرگوار ساخته و پناهگاه مردم نموده و وسيله امنيت ، و به خدا كه حرمت مؤمن بزرگتر از حرمت تو است . مردى از اهل جبل به آن حضرت وارد شد و بر او سلام داد و هنگام بدرود به آن حضرت گفت به من سفارشى كن و آن حضرت فرمود : سفارشت كنم به تقوى در برابر خدا ، و به نيكى كردن برادر مؤمنت پس دوست بدار برايش هر چه براى خود دوست دارى و اگر از تو خواست به او بده ، و اگر خوددارى كرد به او پيشنهاد كن ، از او تنگدل مباش كه از تو تنگدل نيست و بازوى او باش و اگر از تو دلخور شد از او جدا مشو تا دلش را بدست آرى و كينه‌اش بدر آرى ، و اگر غايب شد در غيبتش او را به پا و اگر حاضر است به او بچسب و پشتش باش و ديدارش كن و ارجمندش دار