تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 71 و 72 ) ( آداب معاشرت ) ( فارسى ) — صفحة 127

مساهمون:

ص١٢٧
است جز بذكر خدا و يكى هم در ترك همنشينى سفيهانست . امام دوم ( ع ) فرمود : چون شنيدى كسى آبروى مردم را ميبرد بكوش تو را نشناسد كه آبرو برتر هر كس آشناهاى اويند . امام هفتم ( ع ) فرمود : هر كه از بدى به او غمى ندارد احسان به او هم جايى نزدش ندارد ، و فرمود ( ع ) هر كه ندارى شيدا كند توانگرى خود وفا كند . امام نهم ( ع ) فرمود : بپرهيز از رفاقت با بد كه چون تيغ آخته است ، زيبامنظر است و زشت اثر . و امام ابو محمد عسكرى ( ع ) فرمود : پيوستن بدان كه اميدى به او دارى بهتر است از ماندن با كسى كه از شرش امان ندارى و فرمود ( ع ) : در حذر باش از هر نرينه خيره‌چشم . 35 - نهج البلاغه به پسرش حسن ( ع ) فرمود : پسر جانم بپرهيز از رفاقت با احمق كه خواهد سودت دهد و ضررت رساند ، بپرهيز از رفاقت بخيل كه از يارى تو باز نشيند آنجا كه تو نيازمندترى به او و بپرهيز از رفاقت فاجر نابكار كه او ترا ببهاى ناچيز بفروشد ، و بپرهيز از رفاقت با دروغزن كه چون سرابست دور را به تو نزديك جلوه دهد و نزديك را دور . 36 - نهج البلاغه : فرمود با احمق رفاقت نكن كه كردارش را برايت جلوه مىدهد ، و دوست دارد مانندش باشى و در نامه به حارث همدانى فرمود : و حذر كن از رفاقت كسى كه گفتارش را پذيرند و كردارش را زشت شمارند زيرا اعتبار هر يارى بيارش باشد . و فرمود ( ع ) : بپرهيز از رفاقت با نابكاران كه بدى به بدى پيوند است . 37 - اعلام الدين : پيغمبر ( ص ) فرمود : تنهائى بهتر از همنشين بد است و فرمود ( ص ) با بدان بخوى آنها سازش كنيد تا از آسيبهاشان سالم مانيد ، و با كردارشان جدائى كنيد تا از آنان نباشيد . 38 - كافى : بسندش از امام ششم ( ع ) فرمود : سزاوار نيست براى مؤمن در مجلسى نشيند كه در آن نافرمانى خدا مىشود و نتواند آن را دگرگون سازد . بيان : نافرمانى خدا ترك اوامر او است و انجام آنچه نهى كرده ، كبيره باشد يا صغيره حق الله باشد يا حق الناس ، و بدگوئى و غيبت مؤمن در شمار آنست ، و اگر كسى در كنار تو يكى از اين امور را انجام دهد و توانى او را دگرگون كنى و بازش دارى به سختى جلوش را بگير تا دم بندد و از آن برگردد ، و ثواب مجاهدان دارى ، و اگر از او مىترسى سخنش را ببر و حكيمانه او را بامر جائزى وادار ، و بايد انكار معصيت با دل و زبان هر دو باشد نه به زبان تنها با اينكه دل بدان دارد زيرا آن نفاق و زشتكارى ديگريست ، و اگر نتوانى برخيز و با او منشين