چه شد ؟ كه من تو را نزد عبد الرحمن يعقوب بينم ؟ گفت : او دائى من است ، آن حضرت فرمود :
او در باره خدا گفتار ناهموارى دارد ، خداى تعالى را بصفات زائده موصوف كند و او را محدود نمايد ، و خدا وصف زائد ندارد ، يا با او بنشين و ما را واگذار و يا با ما بنشين و او را واگذار ، گفت : اگر او هر چه خواهد گويد چه گناهى بر منست اگر گفته او را نگويم ، آن حضرت فرمود نميترسى كه بلائى بر او فرود آيد و شما همه را فرا گيرد ، ندانى داستان آنكه از ياران موسى بود و پدرش از ياران فرعون ، و چون قشون فرعون به موسى رسيد از موسى عقب ماند تا پدر خود را پند دهد موسى به او برخورد كه داشت با پدرش دو به دو ميكرد ، پدر و پسر هر دو با هم بكنار دريا رسيدند و هر دو غرق شدند و خبرش بموسى رسيد ، و آن حضرت از جبرئيل حال او را پرسيد و گفتش غرق شد خدايش رحمت كناد ، و با پدرش همعقيده نبود ولى چون بلا فرود آيد كسى كه نزديك گنهكار باشد دفاعى نتواند .
26 - رجال كشى : بسندش تا امام ششم و هفتم ( ع ) : سزا است كه هر كس ياران پدرش را با خود نگهدارد زيرا نيكى به آنان نيكى به پدر و مادر باشد .
27 - همان : بسندش تا امام چهارم ( ع ) كه به پسرانش ميفرمود : با مردم ديندار و با معرفت همنشين باشيد و اگر بر آنها دست نيابيد تنهائى آرامتر و سالمتر است ، و اگر جز همنشينى با مردم را نخواهيد با مردم با مروت و مردانگى همنشين شويد كه آنها در مجالس خود هرزه دارائى و ياوهگوئى ندارند .
28 - اختصاص : از امام صادق ( ع ) كه پدرم ميفرمود : براى حق قيام كن و از آنچه پيشت آيد پاك دار ، و بر كنار باش از آنچه بدردت نميخورد و دورى كن از دشمنت ، و بر حذر باش از دوستت از هر قومى باشد مگر كه امين باشد ، امين خداترس ، با بدكار يار مشو و او را براز خود آگاه مكن .
29 - همان : بسندى تا امام چهارم ( ع ) فرمود : پسرم پنج كس را به پا يارشان مشو و با ايشان حديث مگو و رفيق سفر مشو گفتم : پدر جان كيانند ؟ آنان را به من بشناسان ، فرمود :
بپرهيز از صحبت فاسق كه تو را بيك خوراك يا كمتر ميفروشد ، و بپرهيز از صحبت بخيل كه مالش را از تو دريغ دارد در نيازمندترين حال تو بدان و از صحبت احمق بپرهيز كه خواهد سودت رساند و زيانت رساند ، و بپرهيز از صحبت قاطع رحم خود كه او را در سه جاى قرآن خدا عز و جل ملعون يافتم ، خدا عز و جل فرمايد ( 22 : سوره محمد ) و بيم ميرود كه اگر رو بر گردانيد تباهى كنيد در زمين و قطع رحم خود كنيد 23 آنانند كه خدا لعنشان كرده تا آخر آيه ( و كرشان كرده و چشمهاشان را كور كرده ) و خدا عز و جل فرموده ( 24 : الرعد ) آنان كه عهد
بحار الأنوار ( ج 71 و 72 ) ( آداب معاشرت ) ( فارسى ) — صفحة 125
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٢٥