هذه الأبيات الخمسة قلتها في مشهد المقدس الرضوي على ساكنه السلام في ذي القعدة سنة ألف وسبع ورأيت في المنام في الليلة المتأخرة عن يوم قلتها فيه : أنّ والدي « ره » أعطاني رقعة مكتوب فيها هذه الآية :
تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذِينَ لا يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَلا فَساداً وَالْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ
« 1 » .
لا أدري
از فتنهء اين زمانهء شورانگيز * برخيز وبهرجا كه تواني بگريز
ور پاى گريختن ندارى باري * دستي زن ودردا من عزلت آويز
من المثنوي
از حقايق تا تو حرفي نشنوي * اي پسر حيوان ناطق كي شوي ؟
تا كه گوش طفل از گفتار مام « 2 » * پر نشد ناطق نشد أو در كلام
ور نباشد طفل را گوش رشد * گفت مادر نشنود گنگى شود
دائما هر گنگ « 3 » أصلي كر ببود * ناطق آنكس شد كه از مادر شنود
عرفي
هر دل كه پريشان شود از نالهء بلبل * در دامنش آويز كه با وى خبري هست
گفتگوئيست بنازم ز لب خواموشى * كه اگر لب بگشايم ز سخن باز افتم
عرفي سخنت گرچه معما رنگست * وين زمزمه را بذوق وياران چنگست
بخروش كه مرغان چمن ميدانند * كين نغمه « 4 » وناقوس « 5 » كدام آهنگ است ؟
وله
أي دل پس زنجير چو ديوانه نشين * بر دامن درد خويش مردانه نشين
زامد شد بيگانه تو خود را پى كن * معشوقه چو خانگيست در خانه نشين
هامش
( 1 ) القصص الآية 83 .
( 2 ) مام : مادر .
( 3 ) گنگ : لآل .
( 4 ) نغمه : نوا وآواز .
( 5 ) ناقوس : نام نوائى است از موسيقى ، ونام لحن بيست وششم با ششم از سى لحن باربد است .