تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كنز الفوائد ( گنجينه معارف شيعه اماميه ) ( فارسى ) — صفحة 354

مساهمون:

ص٣٥٤
و در بارهء ام ايمن فرمود : تو بر نيكى باشى و بسوى نيكى روانى و گواهى همه را با امتيازى كه از مردم عادى داشتند رد كرد ، و آنگاه چند روزى نگذشت كه خراج بحرين بمدينه آمد جابر بن عبد اللَّه انصارى نزد او رفت و گفت : پيغمبر ( ص ) به من فرموده : چون خراج بحرين برسد آن را به تو دهم و به تو بخشش كنم ( تا سه بار فرمود ) . و ابو بكر به او گفت : جلو برو و بشمارى كه پيغمبر فرموده از آن مال بردار و او سه مشت از اموال مسلمانان برداشت به مجرد دعوى بىشاهد و بينه . و ابو بكر نزد سنيها در هر دو مسأله درستكار است و در دو قضيه عادل است اين امر بسيار طرفه و بديع است . و از عجيب امر خصوص معتزله اينست كه : اعتراف دارند امير مؤمنان ازهد مسلمانانست پس از رسول خدا ( ص ) . سپس گويند : آن حضرت بهمراه فاطمه آمد و گواه او شد در دعوى بخشش فدك ، و آن را دليل نگيرند بدرستى دعوى فاطمه و ظلم مانع از حق آن حضرت كه ابو بكر بود و نينديشند كه اعلم مردم نميشود گواهى به حق و درست را نداند و بر او نهان بماند و توجه ندارند كه ازهد مردم مسلمان بنا حق گواهى نميدهد و اگر امير مؤمنان ( ع ) نداند كه بگواهى او و همراهانش دعوى فاطمه عليها السلام محرز نشود و در حكم بنفع او اثر ندارد و ابو بكر آن را بداند اين گفته كه على اعلم مردم مسلمانست بعد از پيغمبر ( ص ) فاسد است و باطل ، و اگر ميدانست كه فاطمه عليها السلام دعوى باطلى دارد و خواهان نارو است و گواهى در اين صورت قول او را روا نميكند و مجوز حكم براى آن حضرت نشود ، و با اين دانائى اقدام بشهادت براى او كرده باشد از روى تعمد خطا كرده و كارى كرده كه بزاهدان و پرهيزكاران شايسته نيست و گفتهء آنها كه آن حضرت ازهد همهء مردم بوده پس از پيغمبر ( ص ) باطل گردد و با اين حال از خواب غفلت بيدار نشوند . و از عجيب امرشان اينكه : عذرشان در بارهء اينكه ابى بكر گواهى امير مؤمنان و حسن و حسين عليهم السلام را رد كرده اينست كه آن حضرت شوهرش بوده و آن دو
كنز الفوائد ( گنجينه معارف شيعه اماميه ) ( فارسى ) — صفحة 354 | أبي الفتح محمد بن علي الكراجكي / محمد باقر كمره‌اى